مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - معجزات پیغمبر اسلام
را ببیند، گرچه ممکن است احیاناً متمثل به صورت انسانی بشوند و برای بعضی افراد نمودار گردند. ولی به هر حال مَلَک از جنس بشر و از جنس ماده نیست که برای همه ممکن باشد آنها را ببینند. پس این هم یک تقاضای نامعقول است.
اوْ یکونَ لَک بَیتٌ مِنْ زُخْرُفٍ. باز این یک تقاضای مادی و یک سوداگری صرف است. آنقدر بنده پول بودند که گویی جز پول چیز دیگری نمیفهمیدند.
آخرین تقاضا یعنی مسئله آوردن نامه هم بسیار روشن است که یک بهانهگیری است زیرا اگر فرضاً رسول اللَّه نامه را میآورد باز آنها میگفتند این نامه را خودت نوشتی و آوردی.
در هر حال این تقاضاها بعضی تقاضاهای سوداگرانه است و بعضی احمقانه و هیچ کدام تقاضای حقیقتجویانه نیست.
و لذا پیغمبر در جواب آنها میگوید: من یک بشری هستم پیغمبر و نه چیز دیگر؛ و تقاضای از پیغمبر بایستی نه احمقانه باشد و نه سوداگرانه.
پس مسئله آن طور نیست که این نویسندگان گمان کردهاند که این تقاضا نظیر تقاضای امتهای گذشته از انبیایشان بوده ولی پیغمبر اسلام از آوردن معجزه امتناع میورزیده است؛ خیر، اگر تقاضای اینها هم معقول و حقیقتجویانه بود رسول اللَّه آنان را رد نمیکرد.
از اینها گذشته، نکته جالب اینکه قرآن مجید معجزات زیادی از انبیاء گذشته نقل کرده است؛ از نوح، لوط، هود، صالح، موسی، ابراهیم، عیسی و بسیاری دیگر به طور صریح معجزات گوناگونی را متذکر است که هیچ قابل تردید نیست. آیا معنی دارد که قرآن خودش این همه معجزات را از پیغمبران نقل کند ولی وقتی از خودش معجزه میخواهند بگوید من یک پیغمبر بیشتر نیستم؟!
اگر اینچنین بود جای این سؤال از رسول اللَّه باقی میماند که مگر آن اشخاص پیغمبر نبودند؟! یا آنها معجزه نبود؟!
پس معلوم میشود معنای این جمله این است: اینها که شما میخواهید از نوع آن معجزات نیست و اگر از آن نوع میبود میآوردم.
علاوه بر این، گذشته از اینکه خود قرآن معجزه است و ما به زودی درباره آن بحث خواهیم کرد و این نکته منصوص قرآن است، آیا رسول اللَّه معجزه دیگری نداشت؟