درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - فی حقیقة السکون و أنّ مقابل الحرکة
«سکون همان عدم حرکت است و مقصود از عدم حرکت نیز، هم عدم حرکت در ابتداست و هم عدم حرکت در انتها» و حال آنکه مطابق مطلبی که قبلا گفتهاید، «عدم حرکت» نه عدم در ابتداست و نه عدم در انتها و نه هر دو، بلکه «عدم حرکت» همان عدم مقارن با حرکت است.
جواب
در جواب میگوییم: در همان فصل سی و هفتم مطلبی گفته شد که جواب این اشکال هم هست و آن مطلب این است که حرکت دو اعتبار دارد: در یک اعتبار ـ که اعتبار صحیحی هم هست ـ ما حرکت را مستقل از آن مقولهای که تدریجیالوجود است در نظر نمیگیریم، بلکه حرکت نحوه وجود تدریجی شیءِ متدرجالوجود است و در این اعتبار، ما ]حرکت را از آن جهت[ که وجود آن شیء است در نظر میگیریم؛ مثلا ]حرکتْ[ وجود متدرج أین است یا وجود متدرج کیف است یا وجود متدرج جوهر است. در این اعتبار است که وجود و عدم با یکدیگر متحد و مقارنند.
ولی گفتیم در یک اعتبار دیگر ]حرکت[ را وجودِ مقولهای خاص نمیگیریم، بلکه خود حرکت و تدریج را به منزله یک پدیده در نظر میگیریم. مثلا وقتی بیاضی تدریجا وجود پیدا میکند میگوییم در همین جا یک چیز دیگر هم وجود پیدا کرده و آن خود «تدریج» است. در اینجاست که این سؤال مطرح میشود که آیا خود «تدریج» تدریجا وجود پیدا میکند، یا وجود خودِ «تدریج» وجود دفعی است؟ مرحوم آخوند بارها گفتهاند که وجود «تدریج» دفعی است و امکان ندارد وجود تدریجْ تدریجی باشد و آقای طباطبایی هم بارها به این مطلب مرحوم آخوند حاشیه زدهاند که وجود «تدریج» امکان دارد که تدریجی باشد و بنابراین تدریج در تدریج میشود و مانعی ندارد[١]
حال روی مبنای خود مرحوم آخوند، ما یک وقت میگوییم «وجود تدریجی این مقوله» که در اینجا عدمش هم تدریجی است، و یک وقت میگوییم «وجودِ خودِ تدریج[٢] » که وجود خود تدریج وجود دفعی استمراری است نه وجود تدریجی. پس اگر از ابتدای ساعت ٧ حرکتی پیدا شد، ضمن اینکه «أین» وجود تدریجی پیدا کرده «تدریج»[٣] هم
[١] . همان بحث حركت در حركت.
[٢] . «تدريج» همان «حركت» است.
[٣] . يعنی حركت.