درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦
داخلی باشد». چه اشکالی دارد که در حرکت طبیعی، هم طبیعت به سویی اقتضا داشته باشد و هم معاوقْ داخلی باشد و در جهت خلاف اقتضا کند؟
برای اینکه این اشکال بهتر توجیه شود من به این بیان عرض میکنم: اگر این تضاد درونی[١] در یک مرتبه باشد همین طور است؛ یعنی ما هم قبول داریم که محال است یک شئ در آنِ واحد دو صورت و دو فعلیت و دو هویت داشته باشد[٢] ، ولی دو امر داخلی طولی چه اشکالی دارد که یکی معاوق دیگری باشد؟ ببینید! شئ و ماده واحد محال است دو صورت که در عرض یکدیگرند قبول کند، مثل اینکه بگوییم «این ماده در آنِ واحد، هم آب است و هم گاز»؛ آب و گاز دو صورت عرضیاند که یکدیگر را طرد میکنند. ولی در میان صورتها صورتهایی هستند که در طول یکدیگرند. صورتهای کامل در طول صورتهای ناقصترند. در چنین صورتهایی ممکن است مرتبه کامل اقتضایی داشته باشد و مرتبه ناقص اقتضای دیگری که مخالف آن باشد و احیانا در آنِ واحد هم هر دو اقتضا حکمفرما باشند. مثلا جسم نامی از آن جهت که جماد و جسم است اقتضایی دارد و از آن جهت که نامی است اقتضای دیگری. یک درخت مواد غذایی را جذب میکند و آنها را به شکلی میسازد و میفرستد به بالا و تدریجا رشد میکند. شک ندارد که این مواد از آن جهت که جسماند تحت تأثیر قوه جاذبه و سنگیناند و ثقل که لازمه جسمیت است اقتضا میکند که اینها به پایین بیایند، ولی قوه نباتی و نامیه علی رغم این عائق و معاوق، چون قویتر است، در آن حدی که قدرت دارد این مواد را میفرستد به سر درخت. بنابراین جسم نامی چون جسم است اقتضا میکند سفل را ، و چون نامی است و یکی از قوای جسم نباتی نمو و رشد دادن است، این مواد را میفرستد به طرف بالا.
در حیوان مطلب واضحتر و روشنتر است و در انسان از آن هم روشنتر. قوای عالیه انسان اقتضایی دارد و قوای سافل و جسمانیاش اقتضایی دیگر؛ قوه نامیهاش اقتضایی دارد و قوه حیوانیاش اقتضایی دیگر. ما اغلب از تضاد میان جنبه انسانی و جنبه حیوانی انسان بحث میکنیم و به تضاد میان جنبه انسانی و جنبه جسمانی انسان ]کمتر میپردازیم. [انسان وقتی حرکت میکند، این بر خلاف طبیعت جسمش میباشد؛ چون طبیعت جسم انسان، به حکم اینکه جسم است سنگین است و میخواهد سر جای
[١] . نظير تضاد ديالكتيكی كه امروز میگويند.
[٢] . مثل اينكه بگوييم «شیء واحد در همان حال كه الف است ب هم هست» در صورتی كه فرض ايناست كه ميان الف و ب تباين است، يعنی دو ماهيت مختلفاند.