درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
به اعتبار اثر، متصف به زیاده و نقصان یا تناهی و لا تناهی میشود.
اتصاف حرکت به زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی
حال اول ببینیم خود حرکت چگونه متصف میشود به زیاده و نقصان و به تناهی و لاتناهی. ببینید! زیاده و نقصان در حرکت، گاهی عددی است و گاهی مقداری. «عددی» به معنی حرکات متعدد است. مثلا در رمی و تیر اندازی که خودش یک تحریک و ایجاد حرکت است وقتی کسی پنج تیر انداخت و کس دیگری ده تیر، میگوییم «تیر اندازی این، بیشتر است از تیر اندازی آن». پس حرکت از نظر عدد متصف میشود به زیاده و نقصان.
اما از نظر مقدار: مقدار در باب حرکت همان زمان است. این هم دو گونه است : یک وقت از نظر زیاده در نظر میگیریم، و یک وقت از نظر نقصان. از نظر زیاده مثل اینکه: یک حرکت یک ساعت است، حرکت دیگر دو ساعت، حرکت دیگر هزار ساعت، و حرکت دیگری از نظر زمان غیرمتناهی است[١] .
اما از نظر نقصان مثل اینکه: یک حرکت یک ساعت است، حرکت دیگر نیم ساعت، حرکت دیگر یک ثانیه، تا آنجا که فرض کنیم (البته فرضِ امر محال است) که حرکت در لازَمان صورت بگیرد.
حال میگوییم: قوهای که مبدأ حرکت است، به اعتبار حرکت متصف میشود به زیاده و نقصان. مثلا دو نفر را در نظر بگیرید که با بازوی خود تیراندازی میکنند و یکی از آنها ده تیر میتواند بیندازد و بعد از کار میافتد و دیگری بیست تیر. آنوقت قوهها را به اعتبار این آثار میسنجیم و میگوییم: آن که ده تیر میاندازد قوهاش کمتر است از آن که بیست تیر میاندازد.
اما از نظر زمانی: فرض کنید یک کسی میتواند نصف روز یکسره راه برود و بعد، از راه رفتن میماند، و کس دیگری میتواند یک روز تمام راه برود. در اینجا قهرا آن کسی که میتواند یک روز راه برود قوهاش بیشتر است از آن کسی که فقط نصف روز میتواند راه برود.
نوع دیگر: فرض کنید یک کسی مسافت معینی را در نیم ساعت میدود و کس دیگری همان مسافت را در ربع ساعت. اینجا مسافت یکی است ولی زمان متفاوت است،
[١] . يعنی حركتی است كه در زمانِ غير متناهی ادامه دارد.