درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
خیلی اشتباه است. «سکون» فاصله دو حرکت است ـ مثل دو خطی که از یکدیگر جدا هستند ـ نه حد مشترک.
ممکن است مرحوم آخوند به حاجی جواب بدهد: «حد مشترک دو حرکت هم اختلاف جهت است»؛ چون فرض این است که شیء در جهتی حرکت میکند و بعد روی خط متصلی به طرف دیگری برمیگردد. بنا بر این نظریه سکون میان این دو حرکت متخلل نیست. خلاصه ممکن است ایشان در جواب بگوید: این دو حرکت در عین اینکه متصلند دو حرکتند، چون دارای دو جهتند و ما قبلا گفتهایم که دو جهت مختلف حرکت را مختلف میکند[١] .
به علاوه در رد برهان دوم قدما میتوان گفت اگر هم این دو حرکت متضاد را یکی بدانیم، اجتماع ضدین لازم نمیآید؛ چون مانعی ندارد که حرکتی وجود داشته باشد که نیمی از آن ضد نیم دیگر باشد[٢] .
[١] . سؤال : هر چيزی را نمیشود حد مشترك قرارداد، بلكه بايد در نفاد حركت با يكديگر اشتراك داشتهباشند. دو خط در نفاد كه نقطه است با هم اشتراك دارند و نفاد حركت چيزی جز سكون نيست.استاد : مقصود شما نفاد بالفعل است يا نفاد بالقوه؟ـ نفاد بالفعل.استاد : نفاد بالفعل يعنی جدا بودن دو حركت از يكديگر.ـ شما میفرماييد نقطه بالفعل است كه نفاد خط است.استاد : بله، ولی حد مشترك است. ما میگوييم به نقطهای از مسافت كه میرسد، اين نقطه مشترك، همنهايت اين جهت است و هم بدايت جهت ديگری و بالفعل هم هست. عينا مانند دو خط زاويه؛ دو خطزاويه وقتی سر به يكديگر گذاشتهاند اين زاويه ابتدای يكی است و انتهای ديگری. «نفاد» يعنی حدمشترك نه سكون. نفاد يعنی نهايت، يعنی تمام شدن، نه سكون. «نفاد دارد» يعنی آن نفاد آخرش استولی سكون در كار نيست. سكون يعنی فاصله. بحث سر فاصله است؛ يعنی يك زمان در يك نقطهتوقف كردن. نفاد داشتن غير از وقوف كردن است. اين حركت در اين جهت، وقتی میرسد به ايننقطه، پايان میپذيرد و [ حركت ديگری] در جهت ديگری شروع میشود بدون اينكه ميان اينهاوقفهای و سكونی متخلل شده باشد. شما اسم اين را میگذاريد نفاد.
[٢] . سؤال : در آن نقطهای كه برمیگردد، اجتماع ضدين لازم نمیآيد؟استاد : نه، اجتماع ضدين نيست. آنجا سكون است نه اجتماع ضدين. يا اگر بگوييم «اتصال است»میگوييم: «به نقطهای میرسد كه از آن نقطه برمیگردد» و اين به اجتماع ضدين ارتباط ندارد.