درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - فی تضاد الحرکات
با یکدیگر متباین است و هیچ مانعی ندارد که یک جسم در آنِ واحد همه این حرکات را داشته باشد. یک جسم (مثلا زمین) میتواند در حالی که حرکت وضعی دارد حرکت انتقالی هم داشته باشد و در همان حال، حرکت کمّی و حرکت کیفی و حرکت جوهری[١] هم داشته باشد.
پس این مقدار میدانیم که حرکات مختلفالاجناس با یکدیگر تضاد ندارند و امکان اجتماع دارند. از طرف دیگر میدانیم که یک سلسله حرکات هم هست که با یکدیگر تضاد دارند. این حرکات را میتوانیم بگوییم «حرکاتی که در جنس قریب با یکدیگر شریکند ولی در عین حال در فصل قریب با یکدیگر اختلاف دارند» که البته این تعبیر را نکرده و نمیکنند چون ملاک چیز دیگری است که بعدا عرض میکنیم.
اجمالا اینکه: تسوّد و تبیض با یکدیگر ضدند. «تسوّد» یعنی رو به سیاهی رفتن و «تبیض» یعنی رو به سفیدی رفتن. محال است جسم واحد در «آن» واحد، هم رو به سفیدی برود و هم رو به سیاهی، همان طور که محال است جسم واحد در «آن» واحد هم رو به این جهت برود و هم رو به آن جهت.
ملاک تضاد چیست؟
بعد تحقیق میکنند در مورد اینکه ملاک تضاد در حرکات چیست؟ میگویند[٢] : موضوعْ ملاک تضاد نیست؛ یعنی ممکن است موضوعها متضاد باشند ولی حرکتها متضاد نباشند.
اینجا باید توجه داشته باشید که «تضاد» در فلسفه به دو اصطلاح به کار رفته است: یکی آنچه که در باب وحدت و کثرت و در باب تقابل بیان میشود و دیگری احیانا در جاهای دیگر ذکر میشود. در باب تقابل، مقصود ]از متضادین[ دو عرضی است که در محل واحد امکان اجتماع ندارند، ولی در جاهای دیگر مقصود دو جوهر است که مختلفالماهیه و همعَرْض هستند و هر کدام بدون اینکه حالت خودش را از دست بدهد امکان ندارد ]به[ دیگری ]تبدیل[ شود؛ مثلا آب و آتش دو جوهر متضادند؛ یعنی دو جوهرند که با یکدیگر سازگار نیستند و اثر یکدیگر را خنثی میکنند و ممکن نیست آب با حفظ آب بودن آتش شود و همین طور برعکس، آن طور که مثلا جسم جامد نبات میشود و نبات حیوان میشود.
[١] . اينجا حركت جوهری را عنوان نكردهاند.
[٢] . مقداری از اين بحثها در فصل چهارم ذكر شده است.