حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - اغتنام فرصتها
پیغمبر را حق مسلّم خودش میدانست، وقتی که دید قیام و احقاق او موجب پراکندگی و بهم خوردن نظم اجتماع مسلمین میشود سکوت اختیار کرد و علاوه مثل سایر افراد در کارها شرکت میکرد و نگذاشت نزاع داخلی شروع شود. ابوسفیان که مرد منافقی بود و جز ایجاد فتنه منظوری نداشت و میخواست شورش و غوغایی برپاکند و خودش نتیجه بگیرد، آمد خدمت علی علیهالسلام و عرض کرد: خلافت حق توست، چرا باید دیگران ببرند؟ من حاضرم با افرادی که در اختیار دارم به تو کمک بدهم تا حق تو را پس بگیرم. علی علیهالسلام میدانست که او به نام طرفداری دین میخواهد آشوب کند. او را از درِ خانه خویش راند، آنگاه فرمود: شُقّوا اَمْواجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجاةِ وَ ضَعوا تیجانَ الْـمُفاخَرَةِ وَ عَرِّجوا عَنْ طَریقِ الْمُنافَرَةِ[١] یعنی موجهای خروشان فتنه را با کشتیهای نجات بشکافید و این فخریه کردنها را که موجب تشتت و تفرق میشود کنار بگذارید.
علی علیهالسلام حاضر نشد به حرف ابوسفیان گوش دهد چون که نمیخواست وحدت و هماهنگی مسلمانان را بهم بزند و قدرت آنها را ضعیف سازد.
علی علیهالسلام نمیخواست فرصتی که پس از سالها دعوت و زحمت پیغمبر و مدتها فداکاری خودش و عدهای از مسلمانان به دست آمده به این وسیله از دست بدهد.
این بود که مسلمانان آن عصر از این فرصت استفاده کردند و آن نیروی عظیم را به کار انداختند و تمام سدها را از جلو خود برداشتند.
خوشبختانه این موهبت عظمی اخیرا شامل حال ما شده. وقت آن است که ما نیز از فرصت استفاده نماییم و هماهنگی خودمان را حفظ
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ٥ .