حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - کار در اسلام
بیکار بیزار است. برخی از مردم گمان میکنند که کار فقط برای مردم فقیر لازم است تا به این وسیله بتوانند به زندگی ادامه دهند و اما کسی که مثلا ثروت بادآورده دارد نیازی به کار ندارد. اما چنین نیست، زیرا هر کسی بیش از هر چیزی متعلق به اجتماع است.
کار فریضه اجتماعی است
کسی که در پرتو اجتماعی خوش و مرفّه زندگی میکند، باید به جامعهای که در آن زندگی میکند خدمتی هم انجام دهد. پس، از نظر «وظیفه» چنین نیست که کار، تنها وظیفه تهیدستان و محتاجان است. ثروتی که هر انسان در اختیار دارد و کالایی که مصرف میکند، به عقیده مارکسیستها تمامْ یک کارِ متراکم است و از نظر دیگران مقداری از آن کارِ متراکم است. پس کسی که کار متراکم اجتماع را مصرف میکند، باید کار هم بکند.
کار معیار بازیافتن شخصیتهاست
گذشته از نظر «وظیفه اجتماعی»، از نظرهای دیگر برای هر کسی کار و فعالیت و عمل لازم است، زیرا اولا هر کسی تا دست به فعالیت و کاری نزند و اثری از وجود خود نبیند نمیتواند خود را تجربه کند و بازیابد، نمیتواند بفهمد آیا از خودش اثری و هنری ساخته هست یا نیست. تنها در پرتو کار و فعالیت است که آدمی به استعدادهای نهفته وجود خود پی میبرد و به خودش ایمان و اعتقاد پیدا میکند و شخصیت خود را بازمییابد و به عبارت دیگر کار است که هر کسی را به خودش میشناساند و به عبارت رساتر، کار سبب میشود که انسان خودش را کشف کند و این مهمترین و بالاترین کشفهاست.