حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - اثر انحراف فکری در توحید
شایسته انجام دهند مانند آنهایی قرار میدهیم که فتنه و فساد میکنند، یا آنکه مردم پرهیزکار را با فسّاق و فجّار در یک ردیف قرار میدهیم؟
عقیده توحید، گذشته از این که از جنبه علمی عالیترین فکری است که به دماغ بشر رسیده و شایستهترین نظریهای است که بشر از روی تحقیق و بصیرت (نه از روی تقلید کورکورانه) باید بپذیرد، از جنبه عملی اگر صحیح و بدون تحریف در مغز ما جا بگیرد، به دل روشنی و امیدواری و به روح نیرو میدهد، نظر را عالی و اراده را قوی میکند، حیرت و تردید را که خطرناکترین مرض روحی است زایل مینماید. شخص موحد میداند چشم بینایی مراقب اعمال و رفتار اوست، اندیشه گناه را در دماغ خود راه نمیدهد؛ میداند عدالت بر همه جهان حکمفرماست، هرج و مرج و بیحسابی نیست، بهره و نصیب هر کس از سعادت به اندازه سعی و عمل خود اوست، سستی نمیکند، غافل نمینشیند. وقتی که زندگانی مردان بزرگ و خداشناس حقیقی را مطالعه میکنیم، سراسر روشنی و امیدواری و نیرومندی و فعالیت و جنبش و کوشش میبینیم. توحید اگر به طور صحیح در روح جا بگیرد، از این قبیل آثار دارد.
همین عقیده پاک و مقدس اگر با جهل و نادانی توأم شود و با کوچکترین تحریفی در مغز جا بگیرد، یکی از خطرناکترین امراض روحی میشود و درست نتیجه بعکس میدهد. متأسفانه باید اعتراف کنیم که در جامعه ما چنین مرض روحی وجود دارد.
بسیاری از مردم مقدّرات خودشان و دین و جامعه و همه چیز را به اتکاء به توحید، به دست پیشامد میسپارند و کوچکترین فعالیتی از خود نشان نمیدهند، انجام هر کاری را مستقیما از خدا میخواهند، خودشان از زیر بار انجام وظیفه شانه خالی میکنند، این عقیده مقدس را که باید وسیله تقویت روح قرار دهند به جای یک داروی مخدّر به کار