گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٩١ - پيوند دين و دنيا
ايدئولوژي و نفي ابعاد ديگر دين و تاکيد بر دين اخروي روي آوردهاند، به بيراهه ميروند؛ زيرا اولاً قرآن کلام خداوند است و به تواتر صيانت او از زيادت و نقيصه ثابت گرديده است؛ و ثانياً، سکولاريزم آنگاه که در مقابل آيات و نصوص قرآن و سنتها قرار ميگيرد، با حجم عظيمي از ضروريات و بديهيات اسلام مبني بر دخالت دين در صحنهي اجتماع و سياست روبهرو ميشود.
ما در مباحث بعدي ضمن توضيح و تبيين ارتباط دين و سياست، دين و اقتصاد، دين و نظام تربيتي، دين و حقوق و مانند اينها، به طور دقيق دخالت و قلمرو دين در عرصهي مسائل اجتماعي را بررسي ميکنيم، ولي در اين جا به اجمال به اين بحث ميپردازيم:
دين از ديدگاه اسلام مشتمل بر دو رکن مهم است:
الف) اعتقاد به خداوند يکتا و خالق و مدبّر و ناظر و مسلط بر تمام جهان هستي، نه «ساعتساز لاهوتي» [١] که عالم را بيافريند و بر گوشهاي نشيند. تدبير و تصرفش در جهان نيز بر اساس عدل و حکمت است.
ب) قوانين و برنامههاي عملي براي چگونه زيستن، که خود نيز به دو بخش گزارههاي اخلاقي و تکاليف و حقوق تقسيم ميگردند.
تکاليف اسلامي شامل احکام عبادي و وظايف انسان در عرصههاي حيات اجتماعي است و با ويژگيها و قابليت انعطافي که دارد بر جوامع گوناگون منطبق است. احکام اوليهي آن به نيازهاي ثابت و احکام ثانويهي آن به مصالح و مفاسد متغير توجه دارد؛ بنابراين، اسلام در تنظيم حيات بشري در قلمرو ارتباط با خويشتن، ارتباط با خدا، ارتباط با جهان هستي و ديگران، قوانين عملي و احکام مشخصي را وضع کرده است. به آياتي در زمينهي دخالت دين اسلام در مسائل اجتماعي توجه ميکنيم:
أَطِيعوُا اللهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ خدا را اطاعت کنيد و پيامبر و اولياي امر خود را [نيز] اطاعت کنيد. [٢] وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَااستَطَعْتُمْ مِن قُوَّهٍ؛ و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاي آماده بسيج کنيد.[٣] وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ
[١] اين تعبير از در مورد خداوند متعال است.
[٢] نساء: ٥٩؛
[٣] انفال: ٦٠.