گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٨٤ - ٢-٣-٥ عقلانيت در عصر جديد
از عالم واقع است که عامل با آن روبهروست؛ مانند سرداري که فکر ميکند گرفتار شکست شده است. عقلانيت کار، بر تصوري که عامل از وضعيت دارد مبتني است.
ب) جايگاه وضعيت مراد؛ يعني وضعيتي که عامل آن را اراده کرده تا آن موضوع تحقق خارجي يابد.
ج) جايگاه برنامهي عمل.
عامل بر اساس هدف و با کمک ابزار و فناوري برنامهريزي مينمايد. شايان ذکر است که بر اساس تعريفي که از سعادت، تعيين مقصد و برنامهها در نظر گرفته ميشود، ميتوان عقلانيت اسلامي و عقلانيت ليبرال را از يک ديگر تمييز داد.
٢. هارولد براون عقلانيت را همان باورهاي عقلاني (rational Belief ) شمرده است که مشتمل بر دلايل و شواهد و بر حسب ضرورت و نياز باشد، ولي در مدل پيشنهادي خود مينويسد: عقلانيت به افراد ديگري نياز دارد، اما نه هرکس، بلکه به کساني که مهارت و تخصص لازم براي قضاوت کردن در موضوع مبتلا به را داشته باشند؛ بنابراين باوري که دلايل و شواهد مناسبي داشته باشد، باور عقلاني، و در غير اين صورت غير عقلاني است. در مدل کلاسيک، تاکيد اصلي و بنيادي بر رابطهي منطقي ميان دليل (Evidence) و باور است و نقش عامل به حداقل ميرسد؛ اما مدلِ جانشين روشي را که عامل در اقامهي دليل براي رسيدن به حقانيت عقيدهاش اعمال ميکند پايه قرار ميدهد. اين مدل متضمن رابطهي قابل ملاحظهاي ميان باور عقلاني و افرادي است. [١]
دکتر شريعتي در تفکيک معاني عقلانيت ميگويد: عقل چند وجهه دارد: يکي عقلي که واقعيت عيني خارجي را درک ميکند و ميپذيرد، که راسيونال (Rational) است. يکي هم عقلي که حقايق را درک ميکند و ميپذيرد که ريزن (Reason) يا دليل است. انسان وقتي خود را براي جامعه يا کسي فدا ميکند، کاري کرده است معقول و عقلي، نه ديوانگي. اين را فقط دليل ميپذيرد نه راسيون. [٢]
ماکس وبر در توضيح نظام سرمايهداري از عقلانيت ابزاري در مقابل عقلانيت ذاتي استفاده ميکند و در توضيح آن ميگويد: آگاهي کنشگر از هدف، و يا تمايل آگاهانهي
[١] هارولد براون، عقلانيت، سيد ذبيح الله جوادي، فصلنامه قبسات، سال اول، ش ١، ص ٢٨- ٣٠.
[٢] علي شريعتي، مجموعه آثار، ج ١٢، صص ١٢- ١٣.