گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٨٥ - ٢-٣-٥ عقلانيت در عصر جديد
کنشگر براي دستيابي به هدف، عملي عقلاني تلقي شده است. در اين معنا عقلانيت به معناي هدف و يا به معناي ابزار دستيابي به هدف نيست؛ در صورتي عمل عقلاني است که بيشترين بهره و سود و دستيابي به نتيجهي مطلوب مورد نظر باشد. البته حالت ذهني اين معنا اين است که تنها اعتقاد به سود و زيان مورد نظر باشد، ولي حالت عيني آن است که در عمل و محاسبه و حسابگري بيشترين سوددهي وجود داشته باشد. وِبِر عملي را که در آن، محاسبه و تلاش عمده وجود نداشته باشد، کنش عقلاني نميداند؛ مانند سِحر، غيبگويي يا فالگيري که غير عقلانياند.
از ديدگاه وِبِر، عقلانيت شامل سازمان زندگي و همهي ابعاد زندگي انسانِ مدرن ميشود. وي مسير عقلاني شدن را در تمام وجوه اصلي زندگي انساني، از جمله: دين، حقوق، هنر، علم، سياست و اقتصاد تحليل کرده است. عقلانيت وِبِر، عمومي، تخصصي، علمي، سيستماتيک مستمر و قابل پيگيري است. [١]
٣. عقلگرايي مقولهاي فلسفي و عقلانيت مقولهاي جامعهشناختي است. عقلانيت جامعهشناختي پاسخي به اين پرسشهاست که چگونه جامعهي غرب به توسعه دست يافت و رمز توسعه يافتگي در غرب چيست و اين که رابطهي فرد و انسان کنشگر با نظام اجتماعي چگونه است؟ فرايند عقلانيت به افراد انسان و کل نظام اجتماعي توجه دارد. عقلانيت يعني فرايند و پروسهاي که ارتباط بين اينها در يک مجموعهي سازمانمند و نظام يافته محقق شده باشد؛ يعني آدمها با اين زيرساختها و با کل نظام اجتماعي مرتبط باشند. اگر عقلانيت را به معناي نزديک کردن انسان به سعادت مطلوب تفسير کنيم، تمام احکام و معارف و اصول و فروع ديني عقلايي هستند، گرچه اثبات عقلي همهي آنها ميسر نباشد.
تفکر عقلاني در دين اسلام جايگاه مهمي دارد و اما اين که آيا دين قابليت عقلاني شدن را دارد يا نه، بحث ديگري است. عقلانيت انسانها در جامعهشناختي، يعني استفادهي بهتر از زمان و موقعيتها در بهرهوري بيشتر. حال اين انسان ممکن است هوش بالا و منطق و فلسفهاي هم نداشته باشد، اما در تنظيم زندگي اجتماعي خودش توانمند باشد. او انسان «رشنال» است؛ پس سازگاري فرد با شرايط سامان يافته و
[١] ر. ک: دکتر تقي آزادارمکي فلصلنامه قبسات، مقالهي جامعهشناسي عقلانيت، سال اول، شمارهي اول.