گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٢٧ - ٤ متفکران معاصر
همين دانشگاه، اين مطلب را عرض کردم که اين خوشبيني نسبت به آيندهي بشريت و تکامل واقعي زندگي بشريت و سبب نرسيدن آن را فقط ما داريم؛ و عرض کردم که چگونه مکتبهاي ديگر از نظر توجيه تکامل بشريت در آينده به بنبست رسيدهاند. جز دين هيچ عامل ديگري نيست که اين قسمت اعظم تکامل بشريت، يعني تکامل بشريت در ماهيت انساني خودش را تامين کند. [١] شهيد مطهري بحث قلمرو دين در عرصهي اخلاق را نيز با طرح پرسش ذيل مطرح ميکند که:
«آيا اخلاق ديني ميتواند وجود داشته باشد يا نه؟ اگر هم بتواند وجود داشته باشد، دين مويد و نيرو و پشتوانهاي براي اخلاق ميشود. بعضيها، حتي خود فرنگيها، چنين نظر دادهاند که اخلاق منهاي دين پايهاي ندارد... تجربه نشان داده که آنجا که دين از اخلاق جدا شده اخلاق خيلي عقب مانده است. هيچ يک از مکاتب اخلاقي غير ديني در کار خود موفقيت نيافتهاند. قدر مسلم اين است که دين لااقل به عنوان يک پشتوانه براي اخلاق بشري ضروري است.»[٢]
وي با رويکرد کارکردگرايي به آثار و پيامدهاي ايمان ديني اشاره ميکند و ميگويد:
آثار ايمان مذهبي در سه بخش خلاصه ميشود:
الف) بهجت و انبساط: اولين اثر ايمان مذهبي از نظر بهجتزايي و انبساطآفريني «خوشبيني» است؛ خوش بيني به جهان و خلقت و هستي. ايمان مذهبي از آن جهت که تلقي انسان را نسبت به جهان شکل خاص ميدهد، به اين نحو که آفرينش را هدفدار و هدف را خير و تکامل و سعادت معرفي ميکند، طبعاً ديد انسان را نسبت به نظام کلي هستي و قوانين حاکم بر آن خوشبينانه ميسازد... آري ايمان است که زندگي را در درون جان ما وسعت ميبخشد و مانع فشار عوامل روحي ميشود.
دومين اثر ايمان مذهبي از نظر بهجتزايي و انبساط آفريني «روشندلي» است. انسان همين که به حکم ايمان مذهبي جهان را به نور حق و حقيقت روشن ديد، همين روشنبيني، فضاي روح او را روشن ميکند و در حکم چراغي ميگردد که در درونش روشن شده باشد. بر خلاف يک فرد بيايمان که جهان در نظرش پوچ است، تاريک
[١] تکامل اجتماعي انسان، ص ٢٧.
[٢] تعليم و تربيت در اسلام، ص ١١٨.