آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٨ - بررسى ادلّه قائلين به جواز
دليل چهارم: توقيع شريف
در روايت توقيع شريف آمده است: «وأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة اللَّه عليكم». [١] صاحب جواهر رحمه الله فرموده است: اين روايت ظهور شديد در اين معنا دارد كه آنچه را امام معصوم عليه السلام در آن حجّت است، فقيه نيز به همان صورت حجّت است. و از امورى كه معصوم عليه السلام در آن حجّت است، اجراى حدود است. [٢] در برخى از نقلها به جاى «حجّتى» كلمه «خليفتى» آمده است، كه مرحوم صاحب جواهر فرموده است: اين تعبير، ظهور شديدترى در عموم ولايت دارد.
مرحوم محقّق خوانسارى در مورد استدلال به اين روايت اشكال نموده و آوردهاند:
«لعدم معلوميّة المراد من الحوادث لاحتمال كون اللام للعهد في كلام السائل واستفادة الولاية العامة من جهة التعبير بأنّهم خليفتي عليكم مشكلة لاضطراب المتن في الرواية». [٣] سخن ايشان قابل مناقشه است؛ زيرا، چنانچه به تعبير «فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة اللَّه» دقّت شود، نمىتوان گفت امام معصوم عليه السلام در بخشى از حوادث عنوان حجّت را دارند و همين عموميّت در تعليل، احتمال عهد بودن را منتفى مىكند؛ چرا كه در عهد بودن نياز به تمسّك به اين دليل به نحو عام نبود. بنابراين، ظاهر اين تعبير آن است كه هرچه را كه امام معصوم عليه السلام در آن حجّت است، فقيه نيز در آن حجّت خواهد بود. بنابراين، از تعبيرات مذكور در جواب مىتوان استفاده نمود اين احتمال كه لام در «الحوادث» براى عهد باشد، غير صحيح است؛ و نبايد به اين احتمال توجّه نمود.
دليل پنجم: روايت سليمان
«خبر سليمان بن داود المنقري عن حفص بن غياث، قال: سألت أبا عبداللَّه عليه السلام من يقيم الحدود، السلطان أو القاضي؟ فقال: إقامة الحدود إلى من إليه الحكم». [٤] شيخ طوسى رحمه الله نيز
[١]. الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٧٠.
[٢]. جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٢١، ص ٣٩٦.
[٣]. جامع المدارك، ج ٥، ص ٤١٢.
[٤]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٥١.