آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٩ - بررسى ادلّه قائلين به جواز
در دو موضع از كتاب تهذيب اين روايت را نقل نموده است. [١] سند حديث: مرحوم صدوق در مشيخه آورده است: «وما كان فيه عن سليمان بن داود المنقرى فقد رويته عن أبي عن سعد بن عبداللَّه عن القاسم بن محمّد الاصفهانى عن سليمان بن داود». [٢] در جلالت پدر مرحوم صدوق و «سعد بن عبداللَّه» بحثى نيست. امّا «قاسم بن محمّد الاصفهانى» كه همان «قاسم بن محمّد القمى» است، مرحوم نجاشى در مورد او مىنويسد: «قاسم بن محمّد القمى يعرف ب «كاسولا» لم يكن بالمرضي له كتاب النوادر». [٣] علّامه رحمه الله در خلاصه از ابن غضائرى نقل نموده است: «حديثه يعرف تارة وينكر اخرى ويجوز أن يخرج شاهداً». [٤] از اين تعابير، در مجموع، عدم اعتماد بر «قاسم بن محمّد» استفاده مىشود؛ گرچه نمىتوان عدم عدالت او را استفاده نمود.
امّا «سليمان بن داود»، مرحوم علّامه و ابن داود اين شخص را در قسم دوّم كتاب رجالى خودشان- كه ذكر حال مجروحين يا كسانى كه نسبت به آنها توقف نمودهاند، مىباشد- ذكر كردهاند. از ابن غضائرى نيز نقل نمودهاند كه وى اين شخص را تضعيف نموده است. مرحوم علّامه در خلاصه مىنويسد: «قال ابن الغضائرى: أنّه ضعيف جدّاً لا يلتفت إليه يوضع كثيراً على المهمات». [٥] البته مرحوم نجاشى او راتوثيق نموده است و نيز از ظاهر عبارت شيخ طوسى رحمه الله در الفهرست عدم ضعف، و بلكه اعتماد بر كتاب او استفاده مىشود.
[١]. تهذيب الأحكام، ج ٦، ص ٣١٤ و ج ١٠، ص ١٥٥.
[٢]. ر. ك: معجم رجال الحديث، ج ٩، ص ٢٦٩.
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣١٥، رقم ٨٦٣.
[٤]. الخلاصة، ص ٣٨٩.
[٥]. همان، ص ٣٥٢؛ رجال ابن داود، ص ٤٥٩.