آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٨٠ - فرع دوم حكم حضور گروه مؤمنين
تحديد حدّاقل طايفه به چهار نفر
شافعى حدّاقل از طايفه را چهار نفر گفته است؛ ولى نتوانسته دليل محكمى بر آن اقامه كند.
فقط به مناسبت اين كه حدّاقل شهود در باب زنا چهار نفر است، مىگويد: طايفه نيز بايد چهار نفر باشند. [١] اين نيز استحسانى بيش نيست.
تحديد حدّاقل طايفه به ده نفر
شيخ طوسى رحمه الله در عبارت كتاب خلاف طايفه را به ده نفر تفسير كرده، و اين معنا را به حسن بصرى نسبت داده است؛ [٢] ولى بر آن استدلالى نمىكند.
تحديد حدّ اقل به سه نفر
ابن ادريس رحمه الله مىفرمايد: اقلّ طايفه سه نفر است. [٣] از زهرى و قتاده نيز اين معنا حكايت شده است؛ جبايى نيز گفته: «من زعم أنّ الطائفة أقلّ من ثلاثة فقط غلط» هر كسى خيال كند كه طايفه كمتر از سه نفر و با يك يا دو نفر محقّق مىشود، اشتباه كرده است. [٤] ادلّهى اين قول عبارت است از: ١- وقتى به عرف مراجعه مىشود، مىبينيم بين طائفه و جماعت فرقى قائل نيست؛ يعنى اگر در آيه به جاى طَآلِفَةٌ مّنَ الْمُؤْمِنِينَ، «جماعة من النّاس» نيز گفته مىشد، عرف همان معنا را مىفهميد.
به نظر عرف، جماعت بر كمتر از سه نفر تطبيق ندارد؛ بلكه معناى ظاهرى عرفى آن، سه نفر و بيشتر است.
٢- طائفه در لغت از «طواف و طوف» مشتقّ است. ابن فارس در مقاييس اللغة مىگويد:
[١]. الامّ، ج ٦. ص ١٥٥؛ الشرح الكبير، ج ١٠، ص ١٦٩.
[٢]. الخلاف، ج ٥، ص ٣٧٤، مسأله ١١.
[٣]. السرائر، ج ٣، ص ٤٥٤.
[٤]. احكام القرآن للجصّاص، ج ٥، ص ١٠٦؛ الجامع لأحكام القرآن، ج ١٢، ص ١٦٦.