آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢١ - عبارات فقها در مسئله جواز اجراى حدود در زمان غيبت
اهل و خويشاوندان، اقامه حدود را جايز نمىداند؛ بر خلاف شيخ رحمه الله كه اقامه حدود را در هر سه مورد جايز مىداند.
ابن ادريس رحمه الله در ادامه سخن آورده است:
«وقد روي أنّ من استخلفه سلطان ظالم على قوم وجعل إليه إقامة الحدود جاز له أن يقيمها عليهم على الكمال ويعتقد أنّه إنّما يفعل ذلك بإذن سلطان الحقّ لا بإذن سلطان الجور ويجب على المؤمنين معونته وتمكينه من ذلك ما لم يتعدّ الحقّ في ذلك وما هو مشروع في شريعة الإسلام... قال محمّد بن ادريس مصنّف هذا الكتاب: والرواية أوردها شيخنا أبو جعفر في نهايته وقد اعتذرنا له فيما يورده في هذا الكتاب- أعني النهاية- في عدّة مواضع وقلنا: إنّه يورده إيراداً من طريق الخبر لا اعتقاداً من جهة الفتيا والنظر». [١] ابن ادريس معتقد است شيخ رحمه الله اين مطلب را- كه اگر سلطان ظالم كسى را براى اقامه حدود نصب نمود، او مىتواند اين كار را انجام دهد- به عنوان روايت نقل نموده است و از نظر فتوا و رأى به آن معتقد نبوده است؛ زيرا، اجماع اصحاب و مسلمين بر اين است كه اولًا: اقامه حدود جايز نيست؛ و ثانياً: مخاطب در آيات و ادلّه حدود، ائمّه عليهم السلام و حكّامى هستند كه به اذن آنان عمل مىكنند و غير از اينها صلاحيّت ندارند كه متعرّض اين امور شوند؛ و با يك خبر واحد نمىتوان از اجماع دست برداشت.
سپس، ابن ادريس رحمه الله در انتهاى عبارت، نسبت به حكم و قضاوت بين مردم، همان نظريه شيخ رحمه الله را پذيرفته است.
طبق كلام ابن ادريس رحمه الله، شيخ طوسى رحمه الله نيز موافق با اقامه حدود حتّى در موردى كه سلطان ظالم هم معيّن كرده باشد، نيست. و ابن ادريس رحمه الله با شيخ طوسى رحمه الله موافق است، مگر در اقامه حدود بر نزديكان و خويشاوندان.
جماعتى از فقها از كلمات ابن ادريس رحمه الله، همين نتيجه را گرفتهاند كه ايشان موافق با اجراى حدود در زمان غيبت نيست. صيمرى در غاية المرام [٢]، ابن فهد رحمه الله در المهذّب
[١]. همان، صص ٢٤ و ٢٥.
[٢]. غاية المرام، ج ١، ص ٥٤٧.