ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٥ - شأن نزول
و بعضى را بر برخى ديگر ترجيح و تفضيل نداد، و آيه حجاب نازل شد زمانى كه رسول خدا ٦ زينب دختر جحش را تزويج فرموده و وليمه و سور عروسى براى آن داد.
انس گويد: پيامبر وليمه داد بخرما و نان گندم و گوسفندى، مادرم ام سليم فرستاد بسوى پيامبر خرمايى كه هسته آن را جدا كرده بود در ظرفى سنگى پس پيامبر ٦ مرا فرمان داد كه اصحابش را براى غذا خوردن دعوت كنم، پس من ايشان را دعوت كردم، پس مردم دسته دسته ميآمدند و غذا ميخوردند و ميرفتند و گفتم اى پيامبر خدا من همه را دعوت كردم و ديگر كسى نيست كه بخوانم فرمود، غذا را برداريد و سفره را جمع كنيد پس غذا را كه جمع كردند و مردم بيرون رفتند سه نفر ماندند كه سرگرم صحبت بودند در خانه و توقفشان طول كشيد، پس پيغمبر ٦ برخاست و منهم برخاستم با آن حضرت تا شايد آن سه نفر بروند بيرون، پس رفتند تا بحجره عايشه رسيدند و گمان كردند كه آنها رفتهاند، پس برگشتند و منهم با آن حضرت برگشتم، پس ديدم كه آنها هنوز نشسته و حرف ميزنند، پس آيه مذكوره نازل شد.
و نظير اين را سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده گويد: كه رسول خدا ٦ ميخواست كه منزل براى او خلوت شود براى آنكه تازه با زينب، عروسى كرده و او را دوست ميداشت و ايذاء مؤمنين را هم مكروه ميداشت.
مجاهد گويد: پيغمبر ٦ اطعام ميكرد و با او بعضى از اصحابش بودند پس دست مردى از ايشان بدست عايشه خورد كه با آنها بود، پس پيغمبر ٦ ناراحت شد، پس آيه حجاب نازل شد.
ابن عباس گويد: نازل شد آيه( وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ) تا