ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢ - معجزه دوم
و در رواياتى كه ابو محمد حسينى قائينى براى ما نموده از حاكم ابو القاسم حسكانى باسنادش از عمرو بن ثابت از پدرش از جدش از حذيفه گويد، كه پيامبر زره خود را بنام (ذات الفصول) بر تن او نمود و شمشير ذا الفقارش را باو داده و عمامه خود را بر سر او گذارد آن گاه فرمود اكنون پيش برو و چون شروع برفتن كرد فرمود:
بار خدايا او را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و پائين محافظت بفرما، ابن اسحاق گويد، پس على ٧ بطرف عمرو رفت در حالى كه ميگفت:
|
لا تعجلن فقد اتا |
ك مجيب صوتك غير عاجز |
|
عجله و شتاب نكن كه آمد پاسخ گويندهى صداى تو كه عاجز و ناتوان نيست.
|
ذو نيّة و بصيرة |
و الصدق منجى كلّ فائز |
|
كسى كه صاحب اراده و قصد و بينايى و بينش و صداقت و نجات دهنده رستگارى است.
انّى لارجو ان اقيم عليك نائحة الجنائز.
من بحقيقت اميدوارم كه بر تو اقامه كنم نوحه و عزاى جنازهها را.
|
من ضربة نجلاء يبقى |
ذكرها عند الهزاهز |
|
از ضربت سختى كه خاطره آن باقى بماند نزد طعنه زنها و مسخره كنها.
پس عمرو بآن حضرت گفت، تو كيستى؟ فرمود: من على هستم.
گفت، ابن عبد مناف؟ فرمود: من على بن ابى طالب بن عبد المطلب