ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨ - تفسير
(فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً) و آن باد تندى بود كه بر ايشان وزيد تا ديگهاى غذاى برگشته و خيمههاى آنها كنده شد.
(وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها) و لشگرى كه نديديد آنها را از فرشتگان.
و بعضى گفتهاند: كه فرشتگان در آن روز جنگ نكردند و كسى را نكشتند بلكه مؤمنان را تشجيع كرده و كفار را ميترسانيدند.
(وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً) و خداوند بآنچه را كه ميكنيد بيناست كسى كه با تاء قرائت كرده ميگويد روى خطاب با مؤمنين است، و كسى كه با ياء خوانده مقصودش اينست كه خدا عالم است بآنچه را كه كفّار انجام ميدهند سپس فرمود:
(إِذْ جاءُوكُمْ) يعنى ياد آوريد هنگامى كه لشكر مشركين بسوى شما آمدند.
(مِنْ فَوْقِكُمْ) يعنى از بالاى وادى از طرف مشرق، بنى قريظه و بنى نضير و غطفان.
(وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ) يعنى از طرف مغرب از سمت مكّه ابو سفيان در مردم قريش و كسانى كه پيرو او بودند.
(وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ) يعنى ديدگان شما از هر جهت مات و حيران شده و نمىگريست مگر دشمن را كه از هر طرف روى آورده است.
و بعضى گفتهاند: يعنى چشمها از وحشت و ترس از جاى خود برگشته چنانچه شخص ترسو ميشود و در حال ترس نميداند چه مىبيند.
(وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ) و دلها بگلو رسيد، حنجره داخل گلو ميباشد.