ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٠ - داستان ازدواج زينب با پيامبر
و از امتهايشان بآنچه كه خداى سبحان براى آنان حلال نموده است.
و بعضى گفتهاند: بر پيامبر حرجى و گناهى و مشقتى نيست از كثرت ازدواج چنانچه داود و سليمان (ع) نمودند، و داود (ع) صد تا زن داشت و پسرش سليمان سيصد تا زن و هفتصد تا كنيز داشت.
و بعضى گفتهاند: اشاره فرموده بسنّت به نكاحى كه از سنّت پيامبرانست چنانچه پيامبر اسلام ٦ فرمود:
النّكاح سنّتى فمن رغب عنه فقد رغب عن سنّتى
نكاح و ازدواج- سنّت من است، پس كسى كه اعراض كند از نكاح پس البتّه از سنّت من اعراض نموده[١].
(وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً) يعنى آنچه كه خدا بر پيامبرانش از امور و كارهايى را انجام آن را اراده نموده انجام شدنى.
و بعضىها گفتهاند: معنايش اينست كه هر چه خدا خواسته جاريست بر مقدارى كه تفاوتى در آن از جهت حكمت نيست، و برخى ديگر گفته است كه قدر مقدور آن بر مقدار ما تقدّم است بدون كم و زياد، شاعر گويد:
|
و اعلم بانّ ذا الجلال قد قدر |
فى الصحف الاولى التي كان سطر |
|
[١]- در شرح لمعه اوّل نكاح دارد
فمن رغب عن سنّتى فليس منى و من سنتى النكاح
، كسى كه اعراض كند از سنّت من از من نيست يعنى از امّت من نيست و از سنّت من نكاح است و در وسائل شيعه طبع جديد جلد ١٤ ص ٦ باسنادش از حضرت صادق( ع) روايت نمود كه امير المؤمنين( ع) فرمود:
تزوّجوا فانّ رسول اللَّه٦ قال من احب ان يتبع سنتى فان من سنتى التزويج
، ازدواج كنيد كه پيامبر٦ فرمود، كسى كه دوست دارد كه پيروى كند سنّت مرا پس ازدواج از سنّت من است.