فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٦ - وقوف در عرفات با عامه حسن كاشانى
در اين عبارت سبب اطلاق شعيره بر قربانى را در حج قران، اين مىداند كه با علامتگذارى حيوان، اين حيوان به عنوان قربانى شناخته مىشود و از هر جا بگذرد، همه مىفهمند كه اين براى حج است.
جوهرى در صحاح گويد:
شعائر، اعمال حج و هر چيزى است كه نشانهاى براى اطاعت خدا قرار بگيرد. مشاعر مكانهاى مناسك حج هستند و به حواس نيز گفته مىشود. شعار، هر چيزى است كه روى لباسهاى ديگر پوشيده شود و شعار قوم در جنگ علامتى است كه به وسيله آن يكديگر را شناسايى مىكنند. هنگامى كه گفته مىشود اندوه، آن مرد را اشعار كرد يعنى اندوه و غصه همانند لباس رو به او چسبيد؛ او را اشعار كردم؛ بنابر اين اشعار شد، يعنى او را آگاه كردم بنابر اين آگاه شد.
جوهرى در اين عبارت شعيره و شعائر را به معنى چيزى مىداند كه عَلَم و علامت بوده و همانند لباس رو معرف انسان باشد، و سبب حصول معرفت گردد.
ابن فارس در مقاييس اللغة گويد: اشعار، آگاهى از طريق حواس است و مشاعر نيز از همين ريشه است؛ يعنى مكان هايى كه نشانه و علامت دارد. مفردش نيز مشعر است و به مكان هايى گفته مىشود كه با علامتهايى نشانه گذارى شده است.
از اين كلمات و غير آن به خوبى به دست مىآيد كه ركن اساسى در شعيره و شعائر، جنبه اعلام و اظهار و اعلام است، آن هم نه اعلام فكرى، بلكه اعلام حسى.
اكنون كه مفهوم شعائر تا حدودى روشن شد، مىگوييم حج آن گاه شعار و علامت و موجب اعلاى كلمه اسلام و ابراز توحيد و نماد محسوس شريعت و علامت حيات و عزت اسلام خواهد بود كه به صورت دسته جمعى انجام شود و اداى فراداى آن، سبب از دست رفتن جبنه شعيريت و شعاريت حج خواهد شد. در