حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٩ - خاستگاه رواییِ شرایط راوی در ارزشگذاری رجالیان کهن
توقیع امام عصر٤ نیز «ثقات» کسانی معرفی شدهاند که حاملان اسرار ائمه: هستند و گفتار آنان همسانِ سخنان امام عصر٤ بوده و حجیت دارد.[٢٠٩]
عبارت «ثقه» در کلمات محدثان عصر حضور، نظیر: ایوب بن نوح بن دراج[٢١٠]، علی بن حسن بن علی بن فضال[٢١١] (زنده در پایان سد، سوم)، فضل بن شاذان[٢١٢]، عبدالله بن محمد بن خالد طیالسی[٢١٣]، محمد بن عیسی[٢١٤] و بعدها حمدویۀ بن نصیر[٢١٥] و محمد بن مسعود عیاشی[٢١٦] در معرفی راویان دیده میشود. همین سیره را کشی، طوسی و نجاشی پی گرفتند. در رجال کشی ٣٥ مرتبه، در دو کتاب رجالی شیخ طوسی ٢٤٨ مرتبه و در کتاب رجال نجاشی ٥٣٣ مرتبه، واژۀ «ثقه» در توصیف راویان آمده است.[٢١٧] گذشته از این واژه، کلمات همخانوادۀ آن، مانند: ثقات، ثقتی و... نیز در منابع رجالی کهن بسیار آمده است.
در بهکارگیری کلمۀ «ثقه» برای راویان، چنانچه گوینده، نویسندۀ شیعی باشد، تشیع راوی نیز در آن لحاظ شده و هرجا که راوی غیرامامی باشد، با قرینه تبیین شده است. هر چقدر رجالی در انتقال مطلب از دقت بیشتری برخوردار باشد، اینگونه نکات را بیشتر و بهتر رعایت میکند. در منابع رجالی متقدم، این حکم دربارۀ کتاب رجال نجاشی استوار است، به گونهای که اکتفای وی به وثاقت و عدم تعرض به مذهب یا ضعف دیگر، نشانگرِ جامعیت اعتماد به آن راوی است.
گذشتگان نیز اگر وثاقت راوی را در
بیشتر شرایط پیشگفته برای
راویان احراز میکردند، او را ثقه میشمردند و دربارۀ
آنچه از شروط که وی فاقد
آن بوده است، تذکر میدادند؛ برای نمونه، طوسی در معرفی
«اسحاق بن
[٢٠٩]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٨١٦، ح١٠٢٠؛ کمالالدین، ص٤٨٣، ح٤؛ بحارالأنوار، ج٥٠، ص٣١٨، ح١٥ و ج٥١، ص٣٤٩، ح٢.
[٢١٠]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٣٥٦، ش٦٦٤.
[٢١١]. همان، ص٢٣٢، ش٤١٩؛ ص٢١٨، ش٣٩٣؛ ص٢٤٤، ش٤٤٦؛ ص٢٤٦، ش٤٥٤؛ ص٣١٠، ش٥٦٠؛ ص٣١٨، ش٥٧٤؛ ص٣١٩، ش٥٧٧ و... .
[٢١٢]. همان، ص٧٨١، ح٩١٩.
[٢١٣]. همان، ص٣٦٢، ش٦٧٠ و ص٤٤٧، ش٨٤٠.
[٢١٤]. همان، ص٤١٢، ش٧٧٦.
[٢١٥]. همان، ص٤٠٦، ش٧٦١ و ص٥٠٠، ش٩٥٦.
[٢١٦]. همان، ص٥٣٠، ش١٠١٤.
[٢١٧]. نرمافزار «درایةالنور»، بخش کتب ثمانیه، جستوجوی واژۀ «ثقه».