حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٣ - بخاری و ابوحنیفه، دو جریان متقابل
مقدمه
پس از رحلتِ پیامبر گرامی اسلام٦، در فهم، درک، تفسیر و استنباط
گزارههای دینی، در بین مسلمانان اختلاف به وجود آمد و به
مرور، بر وسعت و عمق
این اختلافات افزوده شد. جمعی از مسلمانان، با توجه به نص و ظهور آیاتی
از
قرآن و سخنان پیامبر٦ و سیرۀ عملیِ آن حضرت، فقط اهلبیتِ پیامبر: را
مرجع علمی و سیاسی خود شناختند و به شیعۀ علی٧ و فرزندان آن حضرت معروف شدند. عدهای
نیز که به «اهل الرأی و القیاس» در مباحث فقهی شناخته میشوند،
پیروِ ابوحنیفه شدند. نقطۀ مقابل این تفکر و منهج، جریان
«اهل حدیث» است
که بخاری را یکی از نمادهای این جریان
میدانند. رهبران جریان اهل حدیث،
شدیداً به روش و منهج ابوحنیفه انتقاد داشتند؛ افردی مانند: سفیان
ثوری،
اوزاعی، سفیان بن عیینه، محمد بن حبان، ابراهیم بن
طهمان، احمد بن
حنبل، ابنالمبارک، یحیی بن معین، نسائی، نضر بن شمیل،
ابنعدی، ابنابیداود و مالک بن انس.
در عصرِ حاضر، بعضی پیروان مذهب حنفی در ایران، به برگزاریِ مراسم ختم صحیح بخاری اقدام میکنند؛ این در حالی است که اگر کسی با اندیشهها و روش استنباط و اجتهاد ابوحنیفه آشنا باشد، میداند که حنفیِ معتقد به اصول و روش استنباط ابوحنیفه، نمیتواند پیرو بخاری و روش استنباط او گردد.
نوشتار حاضر، نخست دیدگاه بخاری و مشایخ اهل حدیث دربارۀ ابوحنیفه، را مورد تحلیل قرار داده و سپس به نقد دیدگاههای ابوحنیفه، که در کتاب صحیح بخاری انعکاس یافته است، میپردازد.
اهل حدیث و ابوحنیفه
جریان فکریِ اهل حدیث، به تقابل با جریان فکریِ اهل قیاس و رأی و معتزله برخاسته و مبارزۀ مستمری را با پیروان این تفکر داشته است. سخنان بزرگان اهل حدیث دربارۀ ابوحنیفه، که امامِ اهل الرأی و القیاس در فقه شناخته میشود، بیانگرِ این واقعیت است.