حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣١ - واکاویِ فتوایی منسوب به شیخ مفید
مقدمه
در هر یک از حوزههای معارف دین و در
کنار آموزههای سترگ، استوار و تعالیدهندۀ انسان، زمینه
برای ارائه مطالب سست، بیپایه و مردود، به مثابۀ
بخشی از دین وجود دارد و گاهی خواص و عوام، خرافاتی را به
دین اضافه میکنند. چنین چیزی در همۀ ادیان
رخ داده و دین اسلام هم متأسفانه از آن استثنا نبوده است و اگر تلاش خالصانه
و بیدریغ عالمان الهی نبود، چه بسا گسترۀ آن مطالب چنان
بالا میگرفت که اصل معارف دین را تحتالشعاع قرار میداد و نورِ
کمسویی از آن باقی میگذاشت.
در مباحث پیرامون «مهدویت» نیز اموری مشهور شده که با
اندکی تأمل میتوان پی
به بطلان آن برد و یا دربارۀ آن شک کرد. در این نگارش، به نقد و
بررسی یکی از
آنها میپردازیم تا در صورت اثبات باطل بودن، از انتشار بیشتر
آن در جامعۀ شیعه جلوگیری شود و پیش از آنکه
کسی از روی تمسخر آن را به بطلان بکشد، خود آن را نقد کرده باشیم.
عنایت امام مهدی٤ به شیخ مفید
در بعضی کتابها، داستانی به منظور اثبات ارتباط داشتن شیخ مفید; با امام عصر٤ نقل شده و در سالهای اخیر بسیار مشهور شده است. مضمون داستان چنین است که وی تحت نظر آن حضرت بوده تا اگر خطا و اشتباهی از وی در فتوا سر زند، حضرت ولیعصر٤ آن را اصلاح کنند. بر پایۀ این داستان، مردی روستایی به خدمت شیخ مفید رسیده، از وی دربارۀ زنی (همسرش) سؤال میکند که باردار از دنیا رفته، ولی فرزندش در رحم زنده است. سؤال این است که: طفل زنده را بیرون بیاورند یا همراه زن دفن کنند؟ شیخ گفت: «زن را با حمل دفن کنید!» در راه بازگشت، سواری به سرعت خود را به مرد روستایی رساند و گفت: «ای مرد! شیخ گفته است شکمِ زن را بشکافید و طفل را بیرون آورده و سپس زن را دفن کنید.» بعد از چندی همان مرد روستایی، ماجرا را برای شیخ مفید نقل کرد. شیخ مفید با تعجب گفت: «من کسی را نفرستادم!» آنگاه متوجه میشوند آن فرد سواره که به درستی راهنمایی کرده بود، حضرت صاحبالزمان٤ بوده و بدینسان وی را از خطا نجات داده است. شیخ مفید از آن پس، درِ خانه را بست و دیگر فتوا نداد، تا توقیعی چنین صادر شد: «ای شیخ