حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٥ - بررسی مصداق اهلبیت و مفهوم «اراده» در آیۀ تطهیر
طَرَقَنَا بِمَلْفُوفَةٍ فِی وِعَائِهَا وَ مَعْجُونَةٍ شَنِئْتُهَا کَانمَا عُجِنَتْ بِرِیقِ حَیَّةٍ أَوْ قَیْئِهَا.»[٤٤٩]
چون به اتفاق شیعه و سنّی، پیامبر٦ یکی از اهلبیت به شمار میرود، لذا همین بحث در آیۀ تطهیر نیز جاری است؛ یعنی اهلبیت: همانند دیگران مکلفند؛ بنابراین تشریع برای آنها نیز هست. از این رو، خداوند ارادۀ تشریع بر طهارت آنها هم دارد، چون در حقّ همۀ مکلفان «یُریدُ الله طَهارتکم» وجود دارد.
اما تفاوت اهلبیت: با دیگران این است که خداوند علاوه بر ارادۀ طهارت آنها، در آیۀ ٣٣ سوره احزاب، اراده بر تطهیر اهلبیت نیز دارد و لذا به صورت متعدی باب تفعیل فرمود: «وَ یُطَهِّرَکمُْ تَطْهِیرًا». وضع هیئت، باب تفعیل و دلالت غالبیاش بر معنای تکثیر فعل است؛ از این رو، اصل در کاربرد باب تفعیل، دلالت بر معناى تکثیر است که این کثرت، گاهى به صورت تدریج یا ترتیب است.[٤٥٠] بنابراین در باب تفعیل، فاعل و مفعول هر دو عاملند؛ یعنی فاعل کاری را جزء جزء انجام میدهد و مفعول هم جزء جزء مورد تأثیر قرار میگیرد؛ یعنی خبر از عنایت مستمرّ الهی در طول زندگی اهلبیت: است، نه اینکه فقط از فعلیت یافتن و تحقق ارادۀ تطهیر و اعطای مقام عصمت به اهلبیت: در حین نزول یا زمان آینده خبر دهد؛ به همین جهت، هر لحظه ممکن است اهلبیت اشتباه کنند.
با توجه به این مطلب، مراد از اراده در این آیه، فراتر از ارادۀ تشریع است، چراکه فرمود: «لیذهب عنکم»؛ یعنی اجازۀ رفتن رجس به طرف آنها داده نمیشود و این یعنی ارادۀ تکوینی، اما نه ارادۀ تکوینیِ فارغ از تشریع یا ارادۀ نافیِ تشریع، بلکه ارادۀ تکوین در قالب تشریع است؛ یعنی ارادۀ تکوینیِ خداوند، در قالب ارادۀ تشریع اهلبیت: است. بنابراین، دیگر این اشکال پیش نمیآید که لسان آیۀ تطهیر فضیلت است، در حالی که اگر تشریع یا تکوین باشد، دیگر فضیلتی نیست.
توضیح مطلب اینکه: ارادۀ تکوینی الهی، گاهی که به موجودات مختار مربوط میشود، میتواند مسبوق به حسن اختیار یا سوء اختیار آنها بوده باشد؛ به همین دلیل، تشریع و تکوین با یکدیگر مرتبطند و اگر موجودی ولایت تشریعی خداوند را
[٤٤٩]. «شخصى است که به تاریکىِ شب با ارمغانى در ظرف بسته، و حلوایى که آن را خوش نداشتم، به طورى که انگار آن را با آب دهان یا استفراغ مار ساختهاند، نزد من آمد»؛ نهجالبلاغه (صبحی صالح)، خطبۀ ٢٢٤.
[٤٥٠]. حدیث اندیشه، «مبانی ادبی فرق انزال و تنزیل»، ش ١٠ و ١١، ص٥٠.