حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٣ - بخاری و ابوحنیفه، دو جریان متقابل

منفیِ او به ابوحنیفه است. ما در این بخش، به نمونه‌هایی از این موارد اشاره می‌کنیم و ذکر تفصیلیِ آن، خارج از ظرفیتِ این نوشتار است.

١. در الرکاز[١٤٩]

بخاری می‌گوید:

ابوحنیفه با این‌که معنای «رکاز» را تعمیم داده و شامل معدن هم شده و خمس در معدن را واجب می‌داند، ولی در این مورد فتوا داده که می‌تواند خمس ندهد.[١٥٠]

محمد بن الحسن بن فرقد الشیبانی نیز می‌گوید:

و قال ابو‌حنیفة فیما یخرج من المعادن من الذهب و الفضة و الورق فی کل قلیل و
کثیر یخرج من ذلک الخمس و قال اهل المدینة لا یؤخذ من المعادن مما یخرج منها
شیء حتى یبلغ ما یخرج منها قدر عشرین دینارا عینا او مائتی درهم فاذا بلغ
ذلک ففیه الزکاة مکانه فما زاد على ذلک اخذ بحساب ذلک ما دام فی المعدن نیل فان انقطع عرقه ثم جاء بعد ذلک نیل آخر فهو مثل الاول یبتدأ فیه الزکاة کما ابتدئ فی الاول[١٥١]؛

بدرالدین العینی حنفی، شارح صحیح بخاری، در ردّ بخاری و دفاع از
ابوحنیفه می‌نویسد:

قال ابن‌التین المراد ببعض الناس هو أبوحنیفة قلت جزم ابن‌التین بأن المراد به هو أبوحنیفة من أین أخذه فلم لا‌یجوز أن یکون مراده هو سفیان الثوری من أهل الکوفة و الأوزاعی من أهل الشام فإنهما قالا مثل ما قال أبو‌حنیفة أن المعدن کالرکاز و فیه الخمس فی قلیله و کثیره على ظاهر قوله و فی الرکاز الخمس و لکن الظاهر أن ابن‌التین لما وقف على ما قاله البخاری فی «تاریخه» فی حق أبی‌حنیفة مما لاینبغی أن یذکر فی حق أحد من أطراف الناس فضلا أن یقال فی حق إمام هو أحد أرکان الدین صرح بأن المراد ببعض الناس أبوحنیفة و لکن لا‌یرمى إلا شجر فیه ثمر و هذا ابن‌بطال قال ذهب أبوحنیفة و الثوری و غیرهما إلى أن المعدن کالرکاز و احتج لهم بقول العرب أرکز الرجل إذا


[١٤٩]. در معنای «رکاز»، بین لغوی‌ها اختلاف است؛ بعضی رکاز را مال مدفون در جاهلیت معنا کرده‌اند؛ مانند: معجم مقائیس اللغه، ج‌٢، ص٤٣٤. برخی به معنای مطلق مال مدفون معنا کرده‌اند، چه توسط انسان دفن شود یا با فعل الهی، که همان معدن باشد؛ مانند: مفردات الفاظ القرآن، ص٣٦٤. بعضی آن را به قطعه‌ای طلا که از زمین یا معدن استخراج‌ می‌شود، معنا کرده‌اند؛ مانند: المحکم و المحیط الاعظم، ج‌٦، ص٧٣٩.

[١٥٠]. صحیح بخاری، ج‌٦، ص١٧.

[١٥١]. الحجة علی اهل المدینه، ج‌١، ص٤٢٨.