حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٩ - پیآمدهای حکم وصیت از منظر قرآن و روایات
اقدام کنید.[٣١٩]
نکتۀ قابل توجه این است که احکام اقتصادی اسلام، مکمل یکدیگرند؛ برای مثال، در جایی که یکی از فرزندان، نیازمندتر از دیگران باشد و سهم ارث او برایش کافی نباشد، حکم وصیت دست پدر را برای کمک مالی بیشتر به این فرزند باز میگذارد و تکمیلکنندۀ قانون ارث است.
از اینکه قرآن کریم خواهان «وصیتِ
معروف» است، فهمیده میشود که انسان
باید در وصیت خود نیازمندان را مقدم بدارد، چراکه اگر
کسی فقیر را رها و برای
غنی وصیت کند، در نظر عرف چنین وصیتی پسندیده
نیست؛ پس شایسته است
افراد از طریق وصیتهای مالی، ابتدا در رفع نیاز
فقرای فامیل و سپس سایر نیازمندان اقدام کنند.
قرآن کریم در جایی دیگر، به فلسفۀ این توصیهها اشاره میکند:G... کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْF[٣٢٠]؛ ... تا این اموال عظیم در میان ثروتمندانِ شما دست به دست نگردد؛ یعنی اموال و ثروتها در یک جا انباشته نشود.
این آیه، اصلی اساسی را در اقتصاد اسلامی بازگو میکند و آن اینکه، جهتگیری اقتصاد اسلامی چنین است که در عین احترام به مالکیت خصوصی، برنامه را به گونهای تنظیم کرده که ثروتها فقط میان اغنیا دست به دست نگردد و از دوقطبی شدن جامعه به اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر، جلوگیری شود.[٣٢١]
حکمِ وصیت نیز در راستای همین اصل اساسی در اقتصاد اسلامی بوده و راهی برای پر کردن خلأهاى اقتصادى و تعدیل ثروت است و اگر وصیتکننده در زمان وصیت و همچنین ورثه در هنگام توزیع میراث، نیازمندان فامیل را در نظر بگیرند و آنها را بهرهمند سازند، تعادل اقتصادی در اجتماع فامیلی برقرار خواهد شد و به دنبال آن، فقر و محرومیت در جامعه کاهش یافته و این سببِ آرامش تک تک افراد و نجات جامعه از هلاکت خواهد بود.
این نکته نیز جالب توجه است که سفارشات متعدد اسلام برای کمک به نیازمندان
[٣١٩]. بقره، آیۀ ١٨٠.
. [٣١٣] حشر، آیۀ ٧.
[٣٢١]. تفسیر نمونه، ج٢٣، ص٥٠٧.