حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٠ - خاستگاه رواییِ شرایط راوی در ارزشگذاری رجالیان کهن


عمار»[٢١٨]، «احمد بن حسن بن فضال»[٢١٩] و «عبدالله بن بکیر»[٢٢٠] آنان را فطحی می‌داند و به نوعی بیان می‌کند که انحراف آنان، اعتماد را زایل می‌سازد، اما در این تضعیفِ آن‌ها، استثنایی هست و آن، وثاقتشان در نقل حدیث است؛ از این رو، دربارۀ هر سه راوی می‌نویسد: «کان فطحیا غیر أنه ثقة فی الحدیث.‌» و دربارۀ اسحاق بن عمار می‌افزاید: «و أصله معتمد علیه‌»[٢٢١]؛ یعنی گذشته از وثاقتش در نقل، کتابش نیز مورد اعتماد امامیه بوده است.

ب) پای‌بندیِ رجالیان متقدم به شروط

پنج شرط مزبور، برداشتی از روایات مربوط به راویان است. با دقت در منابع رجالی، این‌گونه شروط کم یا بیش در توصیفات رجالیان مشهود است. با توجه به این‌که در میان محدثان شیعه برای اعتماد به یک راوی، شرایط پیش‌گفته _ اعم از شرایط برداشت‌شده از روایات یا شرایط رجالیان متأخر _ در نظر گرفته می‌شده و فقدان این شرایط می‌توانسته جرح و تضعیف راوی را در پی داشته باشد.

وجود این شرایط، سبب اعتماد به سخن راوی می‌شود و نبود هر یک از این
شرایط، به همان میزان اعتماد به راوی را کاهش می‌دهد. رجالیان در اوصاف
راوی دقت می‌کردند و اگر راوی فاقد شرایط پیش‌گفته بود، به آن تصریح می‌کردند تا بدین‌سان محدثان در نقل از ایشان، جانب احتیاط را رعایت کنند. آنان با این عملکرد _ جرح و تضعیف _ در حفظ و انتقال صحیح تراث حدیثی به نسل‌های بعد، کوشش می‌کردند. شروط پیش‌گفته _ مجموعه شروطی که از روایات برداشت شده است _ مانند نظام‌نامۀ نانوشته در میان سیرۀ محدثان و رجالیان متقدم جاری بوده است. در این نظام‌نامه، متقدمان به دنبال دست‌یابیِ صحیح به روایات هستند. بنابراین، شرایطی را که خود معصومان: برای گویندگان روایاتشان تعیین کرده‌اند، طبیعی است که راویانِ متعهد، بدان پای‌بند باشند. اگر گوینده از صداقت، علم و... تهی باشد، آشکار است که آنچه منتقل می‌کند، نمی‌تواند اعتماد راوی و محدث شیعی را


[٢١٨]. الفهرست (طوسی)، ص٣٩، ش‌٥٢ .

[٢١٩]. همان، ص٥٨، ش‌٧٢ .

[٢٢٠]. همان، ص٣٠٤، ش‌٤٦٤ .

[٢٢١]. همان، ص٣٩، ش‌٥٢ .