حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٩ - واکاویِ فتوایی منسوب به شیخ مفید

برخی وقایع، از جمله داستان مورد بحث بازمی‌دارد.

در پایان، تذکر این نکته ضروری می‌نماید که اگر این داستان در منبع معتبری گزارش شده بود و قرائنی بر اعتماد به آن وجود داشت، شاید می‌شد آن را این‌گونه توجیه کرد که شیخ مفید، معصوم از خطا نبوده و خداوند متعال گاه افراد را در اوج علم، عقل و درایت، لحظه‌ای به خود وامی‌نهد تا متذکر شوند که اگر انسان به حال خود واگذار شود، ممکن است اشتباهی مرتکب شود که خودش باور نمی‌کند چنین چیزی از او سر زده باشد. این توجیه بسیار بعید است و قبول آن دربارۀ فقیهی چون شیخ مفید، آن هم در مقام افتا، به‌خصوص فتوایی دربارۀ جان انسان بسیار سخت است. توجیه دیگر این‌که، شاید گزارش آن به طور کامل نرسیده باشد؛ مثلاً زن باردار در ماه‌های اولیۀ بارداری بوده و در آن زمان، امکان زنده نگه داشتن طفل نبوده و حتی در صورت بیرون آوردن آن نیز به طور قطع می‌مُرد؛ البته در همین فرض نیز فقیهی از فقهای شیعه، به دفن زن تا هنگام زنده بودن جنین فتوا نداده است؛ بنابراین این توجیه نیز بعید می‌نماید.

نتیجه‌گیری

فتوای شیخ مفید دربارۀ زن بارداری که از دنیا رفته و بچه در شکم وی زنده است، در رساله عملیۀ وی یعنی المقنعه آمده است و در آن‌جا مطابق روایات و فتاوای مشهور و عقل سلیم، به شکافتن شکم زن مرده و بیرون آوردن بچۀ زنده از شکم مادر فتوا داده است. بنابراین، فتوای منسوب به وی مبنی بر لزوم دفن فرزند زنده همراه مادر، علاوه بر نداشتن منبع معتبر، با مشکلاتی چون: تعارض با ادله‌ای چون روایات و فتاوای مشهور، تعارض با اجماع بدون مخالف و متهم کردن فقیه تراز اول شیعه به تسرع در فتوا یا بی‌سوادی روبه‌روست. اشکالات جانبی دیگری نیز در این ماجرا به چشم می‌خورد. مجموع این اشکال‌ها، داستان را از اعتبار انداخته و پذیرش آن را بسیار دشوار می‌نماید و به نظر می‌رسد داستان‌سرایی صورت گرفته است، نه گزارش از رخدادی تاریخی، و یا دست‌کم ماجرا به صورت صحیح گزارش نشده است.