حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٢ - بررسی مصداق اهلبیت و مفهوم «اراده» در آیۀ تطهیر

آن را منتسب به خود شخص می‌دانند، اما امامیه به تأسی از کتاب و سنت، هم ارادۀ ‌مطلقۀ خدا را باور کرده‌اند و هم آزادی ارادۀ ‌انسان را پذیرفته‌اند و سخن امام صادق٧ را مبنای فکری خویش قرار داده‌اند که: «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ وَ لکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ.»[٤٣٤]

دانشمندان اسلامی اتفاق دارند که خدای سبحان دو نوع اراده دارد: ارادۀ تکوینی و ارادۀ تشریعی. هرگاه ارادۀ ‌فاعل مختار به انجام کاری توسط خود او تعلق گیرد، آن را ارادۀ‌ تکوینی می‌گویند و هرگاه ارادۀ او به انجام کاری توسط فاعل مختار دیگری تعلق گیرد، آن را ارادۀ ‌تشریعی می‌گویند.[٤٣٥]

ملاعلی قاری دربارۀ تفاوت ارادۀ تکوینی و تشریعی می‌گوید:

محققان اهل‌سنت بر آنند که اراده در قرآن دو گونه است؛ یکی ارادۀ‌ قدری، وجودی، آفرینشی و دیگری ارادۀ دینی، ‌امری و شرعی؛ ارادۀ‌ شرعیه دربردارندۀ محبت و رضاست و ارادۀ ‌کونیه عبارت است از مشیت که همۀ موجودات را
شامل می‌شود.

او در ادامه بیان می‌کند:

میان این‌که فاعلِ مرید انجام فعلی را خود اراده کند و این‌که فاعلِ مرید اراده کند که دیگری کاری را انجام دهد، تفاوت وجود دارد؛ در صورت اول، ارادۀ او به فعل خودش تعلق گرفته است و در صورت دوم، فعل دیگری را اراده کرده است، و هر دو نوع برای انسان‌ها قابل فهم است و ارادۀ دوم مستلزم امر است، اما ارادۀ نخست مستلزم امر نیست.[٤٣٦]

ارادۀ ‌تکوینی، آخرین جزء علت تامۀ فعل است؛ یعنی هرگاه همۀ مقدمات و مبادی تکوینی فعل تحقق یابد و اراده نیز به آن تعلق گیرد، تحقق فعل قطعی و حتمی خواهد شد. البته ارادۀ تکوینیِ انسان چه بسا مغلوبِ عوامل قاهرِ و غالب طبیعی و غیر‌طبیعی قرار می‌گیرد، ولی چنین فرضی در خداوند هرگز راه نخواهد یافت، زیرا خداوند بر هر کاری تواناست و قدرتِ او مغلوب هیچ چیز نخواهد بود؛ بدین جهت، هرگاه ارادۀ تکوینیِ خداوند به انجام کاری تعلق گیرد، آن کار قطعاً تحقق خواهد یافت، چنان‌که


[٤٣٤]. اصول کافی، ج١، ص٣٨٩.

[٤٣٥]. ر.ک: اللوامع الالهیة، ص‌٥١٦.

[٤٣٦]. شرح العقیدة الطحاویه، ص١١٤؛ شرح الفقه ‌الاکبر، ص٤٠.