اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
زنان مدينه را براى حمزه مشاهده فرمود در حق ايشان دعا كرد و فرمود: خوب با من مواسات و همدردى كرديد.
تا سالها بعد نيز رسم زنان مدينه اين بود كه هرگاه مصيبتى بر آنها وارد مىشد، اول بر جناب حمزه و سپس بر مرده خود مىگريستند. «١» حمزه و حسين (ع)
ميان حمزه و امام حسين (ع) همگونىهاى زيادى وجود دارد. نخست اينكه هر دو سيدالشهداء لقب يافتهاند. اصبغ بن نباته از على (ع) نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
بلند مرتبهترين خلق در روز رستاخيز پيامبرانند و بهترين مردم پس از پيامبران شهدايند و سالار شهيدان حمزة بن عبدالمطّلب است. «٢» اما اين عنوان با شهادت حسين بن على (ع) به آن حضرت منتقل شد.
همگونى ديگر اينكه دشمنان بدن حمزه را پس از شهادت برهنه كردند. پيكر مطهّر حسين (ع) نيز پس از شهادت بوسيله دشمن برهنه شد. دشمن بدن حمزه را مُثله كرد، و شكم وى را شكافت و اندام او را قطعه قطعه نمود. بدن نازنين حسين (ع) نيز زير سم اسبان قرار گرفته و آماج صدها زخم نيزه و شمشير و خنجر و پيكان قرار گرفت. بدن چاك چاك حمزه را خواهرش صفيه در آغوش كشيد و بر او گريست. زينب خواهر حسين (ع) نيز كنار پيكر صد پاره برادرش آمد و آن را در بغل گرفت و بر وى نوحهسرايى كرد.
براى حمزه كفنى كه همه بدن او را بپوشاند يافت نشد و بخشى از تن او را با گياه پوشاندند. بدن حسين (ع) را نيز به جاى كفن در حصير و بوريايى قرار دادند و به خاك سپردند. در شهادت حمزه پيامبر (ص) گريهها كرد و اشكها ريخت و نالهها از دل سر داد و به غم او در سوك نشست. در شهادت حسين (ع) نيز زمين و آسمان و همه موجودات جهان و امامان بزرگوار (ع) گريستند.