اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
سينهخيز خود را بهسمت حوض كشانيد و خود را در آن افكند تا به سوگند خود وفا كرده باشد. حمزه نيز او را دنبال كرد و او را در داخل حوض كشت. «١» هماورد عتبه عُتْبة بن ربيعه، برادر شيبه و پدر وليد و همچنين پدر هند- همسر ابوسفيان- را به حق مىتوان از افراد فهميده و صلحطلب قريش دانست. او نقطه مقابل ابوجهل بود و اگر دونصفتىهاى اين عنصر ديوسيرت نبود، بىشك تلاشهاى عتبه در خاموش كردن آتش جنگ ميان قريش و مسلمانان به ثمر مىنشست و جنگى رخ نمىداد، چون عتبه پيوسته از ترك مخاصمه و صلح با مسلمانان طرفدارى مىكرد و از درگيرى با ايشان جداً دورى مىورزيد.
رسول خدا (ص) پيش از درگير شدن دو گروه با يكديگر، مردى از سپاه دشمن را ديد كه بر شترى سرخمو سوار بود و در ميان جمع دشمن حركت مىكرد. رسول خدا (ص) فرمود: يا على، حمزه را صدا كن. حمزه از همه به مواضع مشركان نزديكتر بود. رسول خدا (ص) از حمزه پرسيد: صاحب شتر سرخمو كيست و به ياران خود چه مىگويد؟
حمزه پاسخ داد: او عتبة بن ربيعه است و قريش را از جنگ و درگيرى بازمىدارد و به آنان مىگويد: من گروهى از جان گذشته را مىبينم كه شما نمىتوانيد بر آنها پيروز شويد و بازماندهاى داشته باشيد. هان اى خويشان من، امروز كوزه را بر سر من بشكنيد و بگوييد عتبه بن ربيعه ترسو است و حال اين كه همه شما مىدانيد كه من هيچگاه ترسوترين شما نبودهام. ابوجهل سخنان او را شنيد و به وى گفت: تو اين را مىگويى! به خدا سوگند، اگر كسى جز تو اينچنين سخنى مىگفت، او را دندان مىگرفتم. ششها و درونت از ترس پر شده است! عتبه به او گفت: مرا سرزنش مىكنى اى سراپا رنگ باخته، امروز خواهى ديد كه كداميك ترسوتريم. «٢»