ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٢
١- تعيين بالتنصيص، كه شخص معيّنى بالخصوص، براى مقام رهبرى امّت معرفى گردد، چنانچه در عهد رسالت با آيه «النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم» ابلاغ شد. و نيز مسأله خلافت كه در سخن پيامبر در غدير خم مطرح گرديد «فمن كنت مولاه فهذا علىّ مولاه».
٢- تعيين بالتوصيف، به گونهاى كه شارع اوصافى را ارائه مىدهد تا هركه واجد آن شرائط باشد، شايستگى مقام ولايت را داشته باشد: «أنّ أحق الناس بهذا الأمر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر اللّه فيه». آنگاه تشخيص واجدين شرايط را به مردم واگذار مىكند، تا به وسيله خبرگان خود، فرد اصلح را شناسايى كرده با او بيعت كنند.
سپس طبق مقبوله عمر بن حنظله «فإنّى قد جعلته عليكم حاكما» و نيز توقيع شريف «فإنهم حجّتى عليكم».، اين شناسايى و بيعت (انتخاب) مورد امضاى شرع قرار مىگيرد.
بنابراين خصوصّيات رهبر در آغاز از سوى شرع ارائه مىشود و در پايان نيز مورد امضاى شارع قرار مىگيرد و بدين جهت مشروعيّت ولايت فقيه، كاملا از موضع شرع نشأت گرفته و نقش مردم در اين ميانه، نقش تشخيص موضوع و بيعت كه تعهّد به وفادارى است.
البته همين نقش، ولايت را- كه يك حكم وضعى است- منجّز و قطعى مىسازد و به فعليّت مىرساند و سهم مردم در تنجيز ولايت فقيه، سهم عمده است و به واقع اين مردم هستند كه در اينجا حكومت مورد پسند خود نقش اساسى را ايفا كردهاند.
و همين، معناى ميانه بين انتصاب و انتخاب را مىرساند. نه انتصاب مطلق است كه مردم در تعيين آن سهمى نداشته باشند و نه انتخاب مطلق است كه شرع در آن نقشى نداشته باشد. بلكه انتخابى است مردمى در سايه رهنمود شرع ومورد قبول شارع.