ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥
عقل، حجّت الهى است كه در نهاد انسان به وديعت نهاده شده، و درعينحال همواره به رهنمودهاى اصولى شرع نيازمنداست. پيامبران نيز آمدهاند تا ياور عقل و فروزنده انديشه انسان باشند.
مولا امير مؤمنان عليه السّلام درباره فلسفه بعثت انبياء مىفرمايد:
«.. و يثيروا لهم دفائن العقول»[١].
تا آنكه أندوختههاى عقل بشرى را برانگيزند.
و اين، بها دادن به خرد انسانى است ه انبياى عظام به يارى آن شتافتهاند. پس هرچه هست در درون انسان نهفته است و انسان موجودى خودجوش مىباشد، منتهى بر اثر پوششهايى كه خواستههاى پست بوجود مىآورند، به يارى و كمك صالحين خير انديش نياز دارد.
امام موسى بن جعفر عليه السّلام مىفرمايد:
«انّ للّه على الناس حجتين: حجة ظاهرة و حجة باطنة. فأمّا الظاهرة فالرسل و الأنبياء و الأئمة: و أمّا الباطنة فالعقول»[٢].
خدا را بر مردم دو حجّت است، حجّتى ظاهرى و حجّتى باطنى. امّا حجّت ظاهرى او پيامبران و رسولان و امامان عليهم السّلاماند. و اما حجّت باطنى او خردها هستند.
و نيز فرموده:
«إنّ اللّه- تبارك و تعالى- أكمل للناس الحجج بالعقول»[٣].
همانا خداى تبارك و تعالى با عقلهاى مردم حجت را بر آنان تمام كرده است.
و در قرآن كريم نيز جملههايى مانند «لعلّكم تتفكّرون»، «يا أولى الألباب» و «من كان له قلب» بارها تكرار شده است كه ميزان اهميّت و عنايت شرع به عقل را مىرساند.
تا آنجا كه اسلام، اساسا عقل را معيار سنجش اعمال قرار داده، و همو را مورد تكليف و خطاب قرار داده و ارزش عمل را بسته به اندازه درك انسانها مىداند.
[١] - نهج البلاغة- صبحى صالح- ص ٤٣.
[٢] - كافى شريف ج ١ ص ١٦.
[٣] - همان ص ١٣.