با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧ - گرداندن سر امام(ع) در كوچههاى كوفه
مىبود، حضرت زينب آن را نقل مىكرد و به عنوان يكى از رويدادهاى مهم دوران رسالت در كتابهاى تاريخى ثبت مىشد.
٤- اين روايت چنين وانمود مىكند كه امام تنها به فكر خويش بوده و به مشكلات عمهها، خواهران و ديگر اسيران كاروان حسينى توجهى نداشته است. زيرا نزد آن مرد- به تصور اين روايت- احساس امنيت و آسايش داشته است! و اين با غيرت هاشمى و حسينى كه على بن الحسين (ع) نمونه كامل آن بود مغايرت دارد.
٥- نيز اين روايت امام (ع) را شخصى وانمود مىكند كه از نيت رباينده بى اطلاع است- در حالى كه از هر آنچه بخواهد آگاه مىشود- حتى آنقدر ساده است كه به آن مرد ناشناس كوفى اعتماد مىكند. در حالى كه او خود كوفيان را خيانت پيشه و دغلكار و نيرنگباز معرفى مىكند.
٦- از ظاهر روايت چنين برمىآيد كه امام (ع) يك روز يا بيشتر را در منزل اين مرد سپرى مىكرد. در نقل ابن جوزى آمده است: «در يكى از روزهايى كه نزدش بودم»؛ و اين تعبير اشعار دارد كه امام (ع) روزهاى چندى را نزد آن مرد بوده است.
اين در حالى است كه ترتيب وقايع مربوط به حضور كاروان حسينى در كوفه به طور كلى با اين روايت منافات دارد؛ زيرا ديدار آنان با ابن زياد در همان روز ورود به كوفه يعنى روز دوازدهم محرم صورت گرفت و ورود آنان به زندان نيز در پايان همان روز آغاز شد.
در اين صورت چگونه ممكن است كه آن مرد توانسته باشد به اين ادعاى روايت ابنسعد- امام (ع) را از او پنهان كرده باشد؟!
گرداندن سر امام (ع) در كوچههاى كوفه
سيد بن طاووس گويد: آنگاه ابن زياد فرمان داد تا سر حسين (ع) را در خيابانهاى كوفه گرداندند. در اينجا حق دارم، براى نمونه شعرى را از يك انسان خردمند كه در رثاى حسين (ع) سروده است نقل كنم:
سر پسر دختر پيامبر، محمد (ص) و جانشين او، در برابر ديدگان مردم بر نيزه بلند مىشود،
مسلمانان مىبينند و مىشنوند ولى نه انكار مىكنند و نه زارى،