با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧ - باقيمانده كاروان حسينى
حسين (ع) تا به امروز است. ولى بيمار و با زنان همراه بود. حسن بن حسن بن على [١] كه فرزندانى دارد، عمرو بن حسن بن على كه فرزندى ندارد، قاسم بن عبدالله بن جعفر و محمد بن عقيل اصغر. اينان ضعيف بودند و به همراه زنان به اسارت درآمدند. زنها اينان بودند: زينب و فاطمه، دختران على بن ابى طالب؛ فاطمه و سكينه، دختران حسين بن على (ع)؛ رباب، دختر انيف كلبى، [٢] همسر حسين بن على (ع) (وى مادر سكينه و عبدالله مقتول است)؛ امّ محمد، دختر حسن بن على (ع) و همسر على بن الحسين (ع)، بقيه، غلامان و كنيزان ايشان بودند كه همراه سر حسين (ع) و سرهاى ديگر كسانى كه با ايشان كشته شدند به كوفه نزد عبيدالله بن زياد آورده شدند. [٣]
طبرى گويد: عمر سعد آن روز و فردايش را در كربلا اقامت كرد. سپس به وسيله حميد بن بكير احمرى فرمان حركت داد؛ و دختران و خواهران حسين (ع) و كودكان همراهشان را با خود برد؛ و على بن الحسين (ع) بيمار بود.». [٤]
در مقاتل الطالبيين آمده است: «اهل و عيالش را به اسارت بردند؛ كه در ميانشان اينها بودند: حسن بن حسن بن على (ع) كه مجروح بود و او را همراهشان بردند-؛ على بن الحسين (ع)- كه مادرش امّولد (كنيز) بود- حضرت زينب؛ ام كلثوم، دختر على بن ابىطالب؛ و سكينه، دختر امام حسين (ع) ...». [٥]
[١]. سيد بن طاووس گويد: مصنف كتاب المصابيح نقل كرده است: حسن بن حسن مثنى در حضور عمويشحسين (ع)، در آن روز هفده نفر را كشت و خود هجده زخم برداشت و بر زمين افتاد. دايهاش اسماء بن خارجه او را برداشت و به كوفه برد و مداوا كرد تا بهبود يافت و سپس او را به مدينه بازگرداند. (ر. ك. اللهوف، ص ١٩١).
مفاد خبر فوق اين است كه حسن مثنى با اسيران كاروان حسينى كه از كربلا به كوفه برده شدند، نبود.
[٢] . مشهور است كه رباب دختر امرء القيس بود.
[٣] . ترجمة الامام الحسين (ع) و مقتله، از كتاب الطبقات الكبير ابن سعد، ص ٧٨؛ و ر. ك. سير اعلام النبلاء، ذهبى، ج ٣، ص ٣٠٣، به نقل از طبقات ابن سعد، تسمية من قتل مع الحسين (ع)، ص ١٥٧.
[٤] . تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣٥؛ و ر. ك. الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٦؛ مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٤٤؛ مثيرالاحزان، ص ٨٣؛ نيز در ص ٩٨ اين كتاب آمده است: على بن الحسين (ع) گفت: «ما را كه دوازده مرد بسته به كند و زنجير بوديم، نزد يزيد بردند».
[٥] . مقاتل الطالبيين، ص ١١٩؛ و ر. ك. اللهوف، ص ١٩١؛ تاريخ ابى الفداء، ج ١، ص ٢٦٦.