با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩ - اشاره
«بقية الله» و يكى از حلقههاى سلسله مبارك امامت است. خداوند خواست كه در آن دوران بيمار باشد تا جهاد در ركاب پدر از او ساقط گردد و بدين وسيله، سلسله امامت تا قيامت حفظ شود. [١]
ميان اينكه بيمارى امام (ع) علت بيرونى داشته و يا هدف از بيمارى ايشان حفظ سلسله امامت بوده است، منافاتى وجود ندارد؛ چرا كه امور با اسباب و لوازمشان به انجام مىرسند. در اينجا مىخواهيم اين نكته را يادآور شويم كه هر چند بيمارى عامل منصرف شدن دشمن از قتل ايشان بود ولى اين تنها عامل نبود. بلكه آنچه ايشان را از قتل رهانيد، فداكارى حضرت زينب بود كه خود را بر روى آن حضرت انداخت و خطاب به شمر گفت: «همين اندازه كه از ما خون ريختهاى تو را بس است، به خدا سوگند كه از او جدا نمىشوم. اگر قصد كشتن او را دارى مرا نيز با او بكش!». [٢]
زينب (س) در كوفه نيز همين عمل فداكارانه را تكراركرد و خود را روى برادرزادهاش انداخت و گفت: «بايد اوّل مرا بكشيد سپس او را ...» [٣]
نيز شايسته است كه يادآور شويم، نه تنها نقش مثبتى كه حميد بن مسلم براى خود در جلوگيرى از كشته شدن امام زين العابدين به دست شمر ترسيم كرده است، بسيار جاى شك و ترديد است، بلكه درهمه نقشهاى مثبتى كه او- طبق نقل طبرى و ديگران كه مطالبشان را بدون ارزيابى از او گرفتهاند- براى خود ترسيم كرده است شك و ترديد فراوان است.
زيرا همين حميد بن مسلم در روز عاشورا در لشكر عمر سعد حضور داشت و از مجموعه رواياتش چنين برمىآيد كه او در نزد فرماندهان لشكر شناخته شده بوده است. براى اثبات اين ادعا همين بس كه او به همراه خولى بن يزيد اصبحى، به فرمان عمر سعد، سر
[١] . خوارزمى گويد: «علىبنالحسين، زينالعابدين، كه از برادر شهيدش كوچكتر بود و نسل آل محمّد (ص) با وى ادامه يافت، در حال بيمارى بيرون رفت، او توان حمل شمشير را نداشت. امّكلثوم پشت سر وى ندا مىداد: پسرم برگردد. گفت: عمه جان! بگذار در حضور فرزند رسول خدا (ص) بجنگم. حسين (ع) به امّكلثوم فرمود: او را بگير و بازگردان. زمين نبايد از خاندان محمد (ص) تهى بماند!» (مقتل الحسين (ع)، ج ٢، ص ٣٦).
[٢] . الارشاد، ج ٢، ص ١١٦.
[٣] . ر. ك. الارشاد، ج ٢، ص ١١٦؛ اللهوف، ص ٢٠٢؛ مثير الاحزان، ص ٩١.