با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣ - غارت خيمهگاه
خوارزمى به نقل از ابوعبدالله، غلام خليل، نقل مىكند: «يعقوب بن سليمان برايم نقل كرد و گفت: پس از نماز عشا در خانهام درباره قتل حسين (ع) به گفت و گو پرداختم.
يكى از ميان جماعت گفت: هر كس به قتل حسين (ع) كمك كرد، پيش از مرگ به مصيبتى گرفتار شد. پيرمردى از آن ميان گفت: من از شاهدان قتل حسين (ع) بودهام و تا كنون هيچ گزندى به من نرسيده است. ناگهان چراغ خاموش شد و او خواست آن را روشن كند كه آتش او را گرفت. او به سرعت خود را به فرات رساند، ولى شعلهها زياد شد و او به ذغال تبديل گرديد!». [١]
غارت خيمهگاه
جلّادان بنىاميّه و دشمنان خدا و رسول (ص) پس از قتل امام (ع)، تنها به غارت وى و اسب تازاندن بر پيكرش بسنده نكردند، آنان به غارت خيام حسين پرداختند و با دزديدن زيورآلات و پوشش زنان به طرزى فجيع، حريم رسول خدا (ص) را شكستند و كارى كردند كه هيچ انسان غيورى آن را نمىپذيرد. يافعى گويد: «پس از كشتن سروران برگزيده، تبهكاران شرور به خيام حرم حمله كرده، حريم را شكستند». [٢]
دينورى گويد: «آنگاه مردم زعفرانهاى گرفته شده از كاروان و آنچه را كه در خيمهها بود، چپاول كردند». [٣]
[١] . مقتل الحسين، خوارزمى، ص ٦٢، مطابق چاپ العزى، به نقل از احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٣٦؛ نيز مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ١١١. الصواعق المحرقه، ص ١٩٣. نيز ر. ك. تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٣٥٣؛ تذكرة الخواص، ص ٢٩٢؛ وسيلة الآمال، احمد بن فضل بن محمد باكثير، ص ١٩٧ (طبق احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٣٨)؛ نظم درر السمطين، زرندى، ص ٢٢٠؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢١١؛ ينابيع الموده، ص ٣٢٢؛ اسعاف الراغبين، ص ١٩١؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٨٩، بشارة المصطفى، طبرى، ص ٤٢٦، شماره ٣.
[٢] . مرآة الجنان، ج ١، ص ١٣٥.
[٣] . الاخبار الطوال، ص ٢٥٨.