با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨ - تميز كردن سر مقدس
كشته شدند، يعنى ميدان كربلا، استفادهاى كه بدان اشاره رفت، منتفى مىگردد. زيرا مىتوان گفت: سليمان بن قته سه روز پس از دفن شهيدان به ميدان نبرد در كربلا گذر كرد و پس از ديدن قبرهاى شهيدان و آثار جنگ در ميدان، آن ابيات را در رثاى آنان سرود. مؤيد مطلب اينكه او از «خانههاى آل محمد» ياد كرد، و نگفته است كه پيكرها كجا افتاده است.
چه بسا كه ذكر اين خانهها، كنايه از قبور آنان بوده است. چنان كه اگر سليمان پيش از دفن پيكرها بر آنان مىگذشت، او كه از دوستداران اهل بيت بود بايد به كفن و دفنشان اقدام مىكرد.
همچنين، اگر او در هنگام دفن امام (ع) همراه بنى اسد از اهل غاضريه در خدمت امام سجاد (ع) حاضر بود، نه تنها خبر حضور او در تاريخ درج مىشد، بلكه او خود با سرودن شعرى نغز به ثبت لحظههاى جاودانه دفن امام (ع) اقدام مىكرد، تا آنكه تا قيام قيامت سينه به سينه و زبان به زبان نقل مىشد.
اينك باز مىگرديم به بقيه داستان رويدادهاى كوفه.
تميز كردن سر مقدس
خوارزمى نقل كرده است كه چون سر امام حسين (ع) را نزد عبيداللّه آوردند، كس خواست تا آن را گرد و اصلاح كند. هيچ كس اجازه چنين جسارتى به خود نداد. در اين ميان طارق بن مبارك [١] برخاست و براى انجام اين كار اعلام آمادگى كرد و سر را گرد و اصلاح كرد. سپس عبيد اللّه سر را بر در خانهاش نصب كرد. [٢]
[١]. به زندگينامه طارق بن مبارك دست نيافتيم، ولى خوارزمى در ادامه خبر مىنويسد: «اين طارق نوه كاتبىملقب به ابو يعلى دارد. عدوى او را هجو گفت و متعرض اين موضوع گرديد و گفت:
بر نعمت خداوند عيب نمىتوان گرفت، ولى بسا كه براى مردمانى زشت است، ابو يعلى نه سزاوار بىنيازى است و نه شايسته نور و سرور اسلام، جامه، عمامه، يابو، چهره، پشت و غلامش پر از چرك است، از دواتش جوهر بر مگير كه قلم به خون حسين (ع) آلوده مىشود.»
[٢] . مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٥٨- ٥٩.