با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢ - دفن امام(ع) و ديگر شهيدان(ع)
امام سجاد (ع) از زندان كوفه- به وسيله معجزه- براى دفن پدرش به كربلا آمد؛ و اين آمدن ايشان بدون اطلاع از زندانبانان بود.
در اين صورت آمدن امام (ع) به كربلا به طور معجزهآميز به يقين در روز يازدهم نبوده است. زيرا ايشان در روز دوازدهم به زندان رفت؛ چرا كه عمر سعد، چنان كه پيش از اين گفتيم، در روز دوازدهم همراه اسيران و لشكريانش وارد كوفه شد.
مىدانيم كه باقيمانده اهل بيت (ع) همه روز دوازدهم را در حضور مردم و نيز در حضور ابن زياد و گفت و گوى با او سپرى كردند، بنابراين روشن است كه عبيد اللّه در اواخر روز دوازدهم آنان را به زندان افكند، سپس آنان را فرا خواند و باز به زندان بازگرداند.
بنابراين زندان آنها از شب سيزدهم آغاز شد و تا روزى كه ابن زياد آنان را نزد يزيد فرستاد در آنجا باقى ماندند.
از اين رو- با توجه به آنچه در روايت آمده مبنى بر اينكه امام (ع) دور از چشم مأموران براى دفن پدرش به كربلا رفت. چنين نتيجه مىگيريم كه ايشان زمانى از زندان بيرون رفت كه ابن زياد از تحقيق درباره آنها فراغت يافته بود و ديگر آنها را به حضور نمىطلبيد. يعنى امام سجاد (ع) هنگامى براى دفن پدرش از زندان بيرون رفت كه مطمئن بود كسى به دنبال او نخواهد آمد.
بنابراين- طبق اين تحليل، امام (ع) با معجزه در شب يا روز سيزدهم به كربلا رفت و در كوتاهترين زمان ممكن اقدام به دفن شهيدان كرد.
اما از ظاهر برخى روايتها چنين برمىآيد كه عمليات دفن پيكرهاى مقدس در روز سيزدهم محرم صورت پذيرفت نه در شب آن. صاحب اسرار الشهاده مىنويسد: «يكى از تيرههاى بنى اسد در كنار نهر علقمه سكونت داشتند. زنان اين قبيله به ميدان نبرد رفتند و چشمشان به پيكرهاى خاندان رسول و جگر گوشههاى زهراى بتول و فرزندان اميرمؤمنان، قهرمان قهرمانان افتاد. پيكرهاى مطهر در آن صحرا و بيابان افتاده بود و خون به گونهاى از رگهايشان جارى بود كه گويى در همين ساعت به شهادت رسيده بودند. زنان از مشاهده آن صحنه به شگفت آمدند و با شتاب به قبيله بازگشتند و آنچه را كه ديده بودند براى شوهرانشان بازگو كردند و سپس گفتند: در برابر رسول خدا (ص)، امير مؤمنان (ع) و