با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤ - چند نكته
٥- سركشى و انتقام جويى از نشانههاى دايم طاغوت است: اين ويژگى در رفتار همه طاغوتها و در هر عصر و دورهاى قابل مشاهده است. تجلّى اين خصلت در مجلس ابنزياد آنجا بود كه از جرأت و شجاعت امام سجاد (ع) به خشم آمد و در پاسخ وى گفت: «در پاسخ دادن به من جرأت به خرج دادى و هنوز هم همه آنچه را كه مىخواهى در پاسخ من نگفتهاى! ببريد و او را گردن بزنيد!».
از ديگر رويدادهاى مجلس ابن زياد، قيام مردى از بكر بن وائل در برابر ابن زياد بود.
محقق قرشى به نقل از كتاب مرآة الزمان مىنويسد: يكى از مردان بكر بن وائل به نام جابر كه در مجلس حضور داشت، برخاست و گفت: به خدا سوگند كه اگر ببينم ده تن از مسلمانان بر ضد تو قيام كردهاند، من نيز همراهشان قيام خواهم كرد. [١]
واقعه ديگر، تحريك ابو برزه اسلمى به وسيله ابن زياد بود. خوارزمى به نقل از ابو عاليه براء [٢] مىنويسد: «چون حسين (ع) كشته شد، عبيد الله بن زياد سرش را آورد؛ و آنگاه در پى ابو برزه [٣] فرستاد. عبيد اللّه به او گفت: وضعيت من با حسين، پسر فاطمه، را چگونه مىبينى؟ گفت: خدا داناتر است و من در اين باره چيزى نمىدانم! گفت: من درباره علم خودت از تو مىپرسم! گفت: اگر نظر مرا مىخواهى، اين قدر مىدانم كه از حسين (ع) جدّ او محمد (ص) و از تو، زياد شفاعت مىكند. گفت: بيرون شو، اگر به تو امان نداده بودم، گردنت را مىزدم. چون به آستانه در رسيد گفت: اگر روز و شب نزد من رفت و آمد نكنى گردنت را مىزنم». [٤]
[١] . حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ٣٤٣، به نقل از مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان، ص ٩٨.
[٢] . ابو عاليه: براء بصرى، نام او زياد و به قولى كلثوم بود. او ثقه است و در شوال سال نود در گذشت. (ر. ك. تقريب التهذيب، ج ٢، ص ٤٤٣).
[٣] . ابو برزه اسلمى: نام او نضلة بن عبيد است، خطيب بغدادى گويد: در مدينه سكونت گزيد و در فتح مكه باپيامبر ( (ص)) شركت جست. آنگاه به مدينه بازگشت و در آنجا سكونت گزيد؛ و در جنگ نهروان، همراه على بن ابى طالب شركت جست. (تاريخ بغداد، ج ١، ص ١٨٢). خليفه گويد: «او به خراسان رفت و پس از سال ٦٤ در گذشت». تاريخ خليفه، ص ١٠٩؛ و ر. ك. سير اعلام النبلاء، ح ٣، ص ٤٣ و تقريب التهذيب، ح ٢، ص ٣٠٣.
[٤] . مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٤٩- ٥٠، شماره ١٤، و ر. ك. الحدائق الوريه، ص ١٢٣.