با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣ - چند نكته
كه محترم شمرده شده، نيست و ستمگران را دوست نمىدارد و هدايتشان نمىكند. بلكه او با پرهيزكاران و پارسايان و نيكوكاران و با مصلحانى است كه در زمين برترى نمىجويند و تباهى نمىكنند.
خداوند متعال بندگان مؤمن، پارسا و اصلاحگر خويش را به امر به معروف و نهى از منكر و ايستادن در مقابل ستمگران دعوت كرده است. از آنان مىخواهد كه در راه خدا با جان و مال خويش سودا كنند؛ و چون كشته شدند به حقيقت زندهاند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند. اين سخن به معناى اين نيست كه خداوند به طور قهرى و جبر اراده قتلشان را كرده است. كسانى هم كه آنان را مىكشند، مجرى اراده خداوند نيستند، بلكه چنين ستمگران به خاطر قتل هر مظلومى در برابر خداوند مسؤولند.
حضرت زينب در پاسخ ادعاى ابن زياد مبنى بر اينكه آنچه براى اهل بيت وى پيش آمده كار خداوند است فرمود: خداوند براى اين گروه مرگ را مقدر ساخت- يعنى اينان به فرمان شريعت بر ضد حكومت اموى قيام كردند، گر چه اين قيام موجب شهادت آنان گرديد و به آرامگاههاى خويش رفتند ولى اى پسر زياد، خداوند تو و آنان را يكجا گرد خواهد آورد- و تو در برابر قتل آنها مسؤول هستى- و با تو محاجه مىكنند و دشمنى مىورزند.
آنگاه ببين كه پيروزى در آن روز از آن كيست. اى پسر مرجانه مادر به عزايت بنشيند!
امام سجاد (ع) نيز به اين ادعاى جبرگرايانه پاسخ داد و فرمود: «من برادرى به نام على داشتم كه مردم او را كشتند». ابن زياد بر ادعاى خود پاى فشرد و گفت: «بلكه خداوند او را كشت»؛ و حضرت با اين آيه شريفه به او پاسخ داد: «هنگام مرگ خداوند جانها را مىستاند». يعنى اينكه هنگام مرگ، خواب و قتل، خداوند جانها را مىگيرد ولى اين نه به معناى آن است كه مهر قتل جبرى بر آنها مىزند. بلكه قاتل در نزد خداوند مسؤول است.
اين معنا در جاى ديگرى از سخنان امام (ع) نيز آشكار است، آنجا كه فرمود: او برادر من و از من بزرگتر بود و شما او را كشتيد. او حقى بر شما دارد كه در قيامت خواهد ستاند!
بدين ترتيب آن منطق جبر گرايانه ناكام گشت و رسوايىاش براى مردم در مجلس ابن زياد به بركت آگاهى و شجاعت حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) آشكار است.