با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١ - چند نكته
چند نكته
در اينجا چند نكته است كه بايد درباره وقايع مجلس ابن زياد و گفت و گوى او با باقيمانده كاروان حسينى يادآور شد.
١- شجاعت عالى اهلبيت (ع): اين حقيقت در خلال پاسخهايى كه به ابن زياد دادهاند به طور كامل آشكار است. مثل اين سخن حضرت زينب (س): خداى را سپاس كه ما را به پيامبرش، محمد (ص) گرامى داشت و ما را از پليدى پاك كرد. فاسق رسوا و فاجر تكذيب مىگردد و او كسى جز ما است، الحمدللّه ....
و در اين سخن آن حضرت: «چيزى جز زيبايى نديدم. اينان گروهى بودند كه خداوند قتل را برايشان مقدر ساخت و آنان به آرامگاههايشان رفتند. اى ابن زياد، خداوند به زودى شما را با يكديگر جمع خواهد كرد تا اقامه دعوى كنيد، آنگاه ببين كه پيروزى در آن روز از آن كيست، اى پسر مرجانه مادر به عزايت بنشيند.»
و در اين سخن امام زين العابدين (ع): «آيا مرا تهديد به قتل مىكنى؟ مگر نمىدانى كه قتل عادت هميشگى ما و شهادت كرامت ما است.»
و در سخن ام كلثوم: اى پسر زياد، براى جدّش پاسخى آماده كن كه فردا دشمن تو خواهد بود!
(٢) ٢- اوج عرفان و فداكارى حضرت زينب (س): اين حقيقت در پاسخ ايشان به ابن زياد تجلى دارد آنجا كه فرمود: «چيزى جز زيبايى نديدم»؛ و نگفت «در كربلا چيزى جز زيبايى نديدم. ايشان بر مطلق زيبايى تأكيد فرمود! يعنى اينكه از روزى كه چشم باز كرده است، جز زيبايى چيزى نديده است: در كربلا و پيش و پس از آن. اين سخن به معناى نهايت شناخت و عرفان، رضا به قضاى الهى و اطمينان به قدرت او و نهايت رضايت از خداوند تبارك و تعالى و شكر اوست؛ و اين نيست مگر به خاطر بالاترين مرتبه دوستى خداوند.
فداكارى آن حضرت در انداختن خويش به كام مرگ آشكار است. او بارها براى دفاع از حجّت خداوند و امام زمانش، خود را بر روى امام زين العابدين (ع) افكند و اصرار كرد كه بايد پيش از او و همراه او كشته شود. آنجا كه فرمود: «به خدا سوگند، از او جدا