با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠ - ام كلثوم رو در روى ابن زياد
«و گفتهاند كه رباب، دختر امرىء القيس و همسر امام حسين (ع) سر را در دامن گذاشت و بوسيد و گفت:
دريغ بر حسين! من حسين را فراموش نكردم؛ كه نيزههاى دشمن به سويش نشانه رفت. او را افتاده بر روى خاك كربلا ترك گفتند. خداوند پيرامون كربلا را سيراب مگرداناد. [١]
ام كلثوم رو در روى ابن زياد
شيخ صدوق مىنويسد: ابن زياد ملعون پيكى نزد ام كلثوم فرستاد و گفت: خداى را سپاس كه مردانتان را كشت! آنچه را كه بر سر شما رفت چگونه مىبينى؟
فرمود: اى ابن زياد، اگر چشم تو به قتل حسين (ع) روشن شد، بدان كه بارها چشم جدش به او روشن گشته بود. حضرت او را مىبوسيد، لبهايش را مىمكيد و او را بر دوش خود سوار مىكرد. اى ابن زياد، براى جدّ او پاسخى آماده كن كه در روز قيامت دشمن تو خواهد بود. [٢]
[١] . تذكرة الخواص، ص ٢٣٣.
[٢] . امامى صدوق، ص ١٣٩، مجلس ٣٠، حديث شماره ١. شايد اين سخن كه مىگويد: «ابن زياد ملعون پيكى نزد ام كلثوم فرستاد» اشاره به اين است كه ابن زياد او را براى بار دوم به مجلس خويش فراخواند. همان طور كه مرحوم مقرم در المقتل، ص ٣٢٦ بر اين باور است در اين روايت روشن نيست كه امكلثوم خواهر حسين (ع) است يا دخترش. اين در حالى است كه جز در اين كتاب جايى نيامده است كه حسين (ع) دخترى به اين نام داشته است ... اسفراينى در كتاب نور العين فى مشهد الحسين (ع)، ص ٤٢ مىنويسد: آنگاه ابن زياد گفت: امّ كلثوم كدامتان است؟ فرمود: اى دشمن خدا از من چه مىخواهى؟ گفت: خداوند شما را زشت گرداناد! حضرت فرمود: اى ابن زياد: خداوند فاسق و درغگو را زشت مىگرداند! و تو فاسق و دروغگويى، مژده باد تو را به آتش! او از سخنش به خنده آمد و گفت: اگر در آخرت به آتش رفتم به مقصود و آرزويم رسيدهام. فرمود: واى بر تو! زمين را از خون اهل بيت سيراب كردى. گفت: تو نيز مانند پدرت سجع مىگويى! اگر تو زن نبودى گردنت را مىزدم. فرمود: اگر من سجع نمىگفتم در مقابل تو ايستاده نبودم كه نيك و بد به من نگاه كند. چادرم را غارت كردهاند! و برادرانم بدون پوشش در حضور تواند! در مقتل منسوب به ابو مخنف (ص ١٦٤)، متن گفت و گوى ميان ام كلثوم و ابن زياد، نزديك به همين عبارات آمده است!