با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١ - در مجلس ابن زياد
فراوانى كه در ايام زندگانى و پس از شهادت ايشان درباره دشمنانش به ظهور رسيد نيز دليل ادعاى فوق است. بلكه تكلم سر پس از بريده شدن و حتى پس از دفن از بزرگترين نشانههاى آشكار كننده حقانيت است و گواه آن است كه آنچه بر آن امام همام گذشت، شگفتانگيزتر است.
شايسته است در اينجا به مهمترين مشتركات ميان امام حسين (ع) و اصحاب ايشان و ميان اصهاب كهف اشاره گردد:
١- فتوت (جوانمردى): قرآن كريم مىفرمايد: «آنها جوانانى بودند». معناى فتى در زبان عربى تنها منحصر به جوان و نوجوان نيست، بلكه به معناى مرد خوش فكر، مسؤوليتپذير و تحمل كننده سختيهاى ناشى از باور و اعتقاد است. شاعر مىگويد:
فتى تحمل كننده همه ناگواريها است، نه آنكه از نعمت جوانى برخوردار است.
٢- قيام براى خدا: قرآن كريم، قيام اصحاب كهف را با اين سخن خداوند تأكيد فرموده است: «چون قيام كردند و گفتند ...» و قيام شهداى كربلا هم نياز به دليل ندارد.
٣- رجعت: در روايات آمده است كه اصحاب كهف رجعت مىكنند و در شمار ياران حضرت مهدى، رهبر آخرين فصل نهضت امام حسين (ع) در مىآيند. همچنين در روايات آمده است كه شهداى كربلا نيز رجعت مىكنند. [١]
در مجلس ابن زياد
صاحب كتاب رياض الاحزان به نقل از يك شاهد عينى مىنويسد: هنگامى كه سرها را از روى نيزه برمىداشتند و بر در دار الاماره مىگذاشتند، لبهاى حسين (ع) حركت مىكرد واين آيه شريفه را قرائت مىفرمود: «وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» [٢] (گمان مبريد كه خداوند از آنچه كافران مىكنند غافل است).
ابن عساكر به نقل از ابو غالب مىنويسد: دربان ابن زياد برايم نقل كرد كه چون سر
[١] . ر. ك. الدّر المنثور، ج ٤، ص ١٥ و معجم احاديث الامام المهدى، ج ١، ص ٤٦٦.
[٢] . رياض الاحزان، ص ٥٥؛ و آيه از سوره ابراهيم است (٤٢).