الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢ - (١) نخستين فصل اندر چندى علمهاى حكمت
عملى خوانند، زيرا كه فايده وى آنست كه بدانيم كه [١] ما را چه بايد كردن تا كار اين جهانى [١] ما ساخته باشد و كار آن جهانى [٢] اميدوار بود.
و ديگر آن بود كه از حال هستى چيزهاى ما را آگاهى دهد تا جان ما صورت خويش بيابد و نيكبخت [٢] آن جهانى [٣] بود چنانكه بجاى خويش پيدا [٣] كرده آيد و اين را علم [٤] نظرى خوانند، و هر علمى از اين دو علم سه گونه بود:
امّا علم عملى سه گونه است:
يكى علم تدبير عام مردم، تا آن [٥] انبازى كه ايشان را بدو نياز است بر نظام بود، و اين دو گونه است:
يكى علم چگونگى شرايع، و دوّم چگونگى سياسات، و نخستين اصل است و دوم [٦] شاخ [٤] و خليفه [٥] [٧].
و امّا علم ديگر علم تدبير خانه است تا آن انبازى كه اندر يك خانه افتد زن و شوى را [٨] و پدر و فرزند را و خداوند و رهى را [٩] بر نظام بود.
(١- ٢- ٣) تركيب «اين جهانى» بمنزله صفت آيد بجاى دنيوى، برابر «آن جهانى» بجاى اخروى:
از آن چندان نعيم اين جهانى
كه ماند از آل ساسان و آل سامان
ثناى رودكى ماندست و مدحت
نواى بار بد ماندست و دستان.