الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٥٤ - (١٥) پيدا كردن حال سبب و مسبّب و علّت و معلول
پذيراى صورت كرسى است؛ و يا بهست بودن وى اندر وهم واجب آيد هست بودن معلول، يعنى چونكه [١] وهم كنى كه او [٢] هست شد اندر عالم واجب آيد كه معلول هست بود چون صورت كرسى، و پيشين را علّت عنصرى خوانند و [٣] دوّم را علّت صورى خوانند.
و امّا آنچه [٤] بيرون از چيز بود يا آن علّت بود كه چيز از بهر ويست، يا نه آن بود كه چيز از بهر ويست، و ليكن [٥] آن بود كه از وى است، و پيشين را علّت غائى خوانند و علّت تمامى خوانند چون پوشيدگى كه علّت خانه است كه [٦] اگر سبب پوشيدگى نبودى خانه موجود نبودى، و ديگر را علّت فاعلى خوانند چون درودگر [١] خانه را؛ و همه علّتها را غايت علّت كند، كه اگر صورت غايت اندر نفس درودگر نبستى [٧] وى
[١] درودگر و مخفف آن درودگر بمعنى نجار است و گاه بمعنى مهندس آمده چنانكه ابن العبرى «ابولونيوس» و «اوقليدس» را كه هر دو مهندس بودند، بلقب نجار خوانده (مختصر الدول ص ٦٣) و خاقانى بعكس، پدر خود «على نجار» را «مهندس» ناميده:
شيخ مهندس لقب، پير درودگر على
كآزر و اقليدسند عاجز برهان او.