الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - (١١) حال نسبت هستي برين ده چگونه است؟
اندر وى بمعنى، و ليكن [١] هر چند چنين است، هستى برين ده نه چنان برافتد كه حيوانى بر مردم و بر اسب، كه يكى را بيش از ديگر نبود، و نه چنان چون سپيدى بر برف و بر كافور كه يكى را بيش [٢] از ديگر نيست تا متواطى [١] بودى، كه اين چنين را متواطى خوانند كه بر چيزهاى بسيار [٣] بيك معنى افتد بىهيچ اختلاف، بلكه هستى نخست مر جوهر را هست و بميانجى جوهر مر كمّيّت و كيفيّت و اضافت را، و بميانجى ايشان مر آن باقى را و هستى سياهى و سپيدى و درازى و پهنايى چنان نيست كه هستى زمان و تغيّر [٤] كه ايشان را ثبات است و زمان و تغيّر را ثبات نيست. پس هستى بر اين چيزها پيش و پس [٥] افتد و بكما بيشى هر چند بر يك معنى افتد و چنين را مشكّك [٢] خوانند. و اين معنى هستى مر اين ده مقوله را ذاتى نيست و ماهيّت نيست، و اين را پيشتر بيان كرديم، و ازين قبل را نشايد گفتن كه چيزى مردم را جوهر كرد و سياهى را لون كرد، و شايد گفتن كه موجود كرد. پس اين هر ده را ماهيّتى است كه نه از چيزى بود چون بودن چهار چهار، يا بودن وى شمارى [٦] بدان صفت كه
[١] تواطؤ، موافقت و سازوارى كردن و اتفاق كردن (منتهى الارب) (اقرب الموارد).
[٢] المشكك هو الكلى الذى لم يتساو صدقه على افراده بل كان حصوله فى بعضها اولى أو اقدم او اشد من البعض الاخر كالوجود فانه فى الواجب اولى و اقدم و اشد مما فى الممكن.
(تعريفات جرجانى ص ١٤٦).
[١] مك ١، مج، چخ: و لكن.
[٢] مج، مك ١، عس، چخ: پيش.
[٣] مك ٢: بر بسيار چيزها.
[٤] چخ: تغيير.
[٥] مك ٢: سپس.
[٦] مك ٢: شمار.