الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢٠ - (٦) پيدا كردن ناراستى مذهب دوم
س ع ه د» نشان ايشانست ميان ايشان چيزى نگنجد عدد و هر خطّى از ايشان اين اجزاءاند كه نقطههاى سرخاند [١]. پس دو خط «ا ج ط ك» چند دو خط «س ع- ه د» است از جهت طول [١]، و معلوم است كه خط «ا ج» مساوى است مر هر يكى را از خطوط «ا ه- ه د- د ج» پس همه خطوط اين- چه در طول و چه در عرض- متساويند، و نيز معلوم است كه خط «ا ج» مساوى است مر «ج ه» را بر سبيل قطرى. پس بر حكم آنكه اجزاى شكل تركيب كرديم چنانكه نقطههاى سرخ را شانزده علامت كرديم بر اين چهار خط، واجب كند تا خط «ا ج» مساوى باشد مر خط «ج ه» را و همچنين «ا ه» مساوى «ا د» را، زيرا كه از هر جهتى كه بگيرى بيش از چهار نقطه سرخ نبينى چه طول و چه عرض و چه قطر، پس ضلع «ا ج» همچند قطر «ا د» است، و اين محال است كه هميشه «ا د» بيشتر بود ببسيارى [٢].
چهارم حجت [٣] چوبى راست بر زمين بپاى كنيم تا از آفتاب خطّى
[١] ازين سخن بر ميآيد كه در نسخه مؤلف نقطهها برنگ سرخ بوده است. (خ).
[١] طم: از جهت عرض و همچنين دو خط ا ه ز ف چند دو خط ص م ح د است از جهت طول.
[٢] در حجت سوم بين نسخ اختلاف است: مج، مك ١، ط، مل:
اين چهار جزء كه «ا ط ك ه» نشان ايشان است، ميان ايشان چيزى نگنجد، پس «ا» و «ط» هر دو همچندان بود كه «ا» و «ه» و ازين سبب را «ه د» چند «ط ز» بوند و «د» نيز چند «ز ح». پس همه «ا ج» چند همه «ا د» بود. پس ضلع «ا ج» چند قطر «ا د» بود، و اين محال است كه هميشه «ا د» بيشتر بود ببسيارى.
[٣] مك ١: حجت چهارم.